۱۳۹۶ فروردین ۸, سه‌شنبه

حلب؛ آغاز فروپاشی دو سرمایه بزرگ ایران

خلاصه :
اغلب کشورهای اسلامی مدعی می‌شوند که در کشور آنها همه مذاهب از حقوق برابر برخوردارند و مانند برادر زندگی می‌کنند، اما واقعیت چیز دیگری است. از جمله مسئله شیعه و سُنّی به هر علت و دلیلی در همه کشورهائی که جمعیت شیعه و سُنّی دارند، وجود دارد. به وضوح هم استعداد تنش‌زایی این مسئله را مشاهده می‌کنیم. اما در این نوشته استدلال خواهد شد که بر خلاف تصور رایج، که وضع فعلی منطقه هم به این تصور و ذهنیت بیشتر دامن می‌زند، هر دو مکتب شیعه و سُنّی اتفاقاً دو سرمایه بسیار گرانقدر ایران بودند. سرمایه‌های کشوری که اتفاقاً اکثریت مطلق ساکنان آن شیعه‌مذهب هستند. اما پس از شروع جنگ‌های مذهبی در منطقه، و در حالی که هنوز بسیاری از پتانسیل‌های این دو سرمایه ناشناخته مانده بود، به طرز ویرانگری بر باد رفتند. جنگ حلب را باید به شکل نمادین آغاز فروپاشی کامل این دو سرمایه دانست. هیچ چشم‌انداز روشنی هم برای بازسازی آن تا ده‌ها سال آینده دیده نمی‌شود. حکومت اسلامی ایران از همان بدو تأسیس تلاش کرد که بدنه جامعه را با سیاست‌های خود در فلسطین و لبنان همراه سازد، تقریباً هیچ موفقیتی در بیرون از طرفداران خود کسب نکرد. اما در قضیه سوریه تنها نیست، بخش مهمی از جامعه که تا دیروز شعار نه غزه نه لبنان سر داده بود، امروز حامی سیاست‌های حکومت در سوریه است.
منبع اصلی این دو سرمایه مهم، کارکرد تاریخی زبان فارسی و مذهب شیعه در ایران است. ایران سرزمینی متنوع با زبان‌ها و مذاهب مختلف است. حکومت پیشین ایران بیشتر روی باستان‌گرائی و اهمیت زبان فارسی متمرکز بود. حکومت فعلی یک حکومت شیعی است. هیچکدام از این دو نگرش، نماینده تنوع زبانی و مذهبی و فرهنکی مردم ایران نیستند. اما بدون تردید زبان فارسی و مذهب شیعه فارغ از نوع حکومت، کارکردهای کم‌نظیر و یا حتی بی‌نظیری هم برای ایران داشته‌اند. یکی از این کارکردها، نقش مذهبی زبان فارسی است. در شرایط معمول از زبان چنین کارکردی انتظار نمی‌رود، اما زبان فارسی نه تنها در داخل ایران نقش متعادل‌کننده مذهبی دارد، بلکه در نگاه مثبت سایر کشورهای اسلامی به ایران هم مؤثر بوده است. در این نوشته دلایل این پتانسیل تشریح می‌شود. تا آنجا که دیدم و خواندم تا کنون از این منظر کارکرد زبان فارسی مورد مطالعه قرار نگرفته است. بستر بسیار متنوع مذهبی که من در آن بزرگ شدم، خوشبختانه این فرصت را در اختیارم قرار داد تا از همان دوران تحصیلات ابتدائی، بعضاً به شکل ناخواسته، در جریان این پتانسیل قرار بگیرم. بعدها نیز کنجکاوانه بررسی آن را ادامه دادم. در این نوشته نشان داده خواهد شد که این پتانسیل متعادل‌کننده زبان فارسی، در سوریه و حلب پای منافع کوتاه‌مدت ذبح شد.
موضوع بعدی مذهب شیعه است. مذهب شیعه برای ایران در میان شیعیان منطقه نفوذ عاطفی و معنوی فراوانی کسب کرده است. وقتی این نفوذ در کنار پتانسیل تاریخی زبان فارسی قرار می‌گیرد، موقعیتی باور نکردنی در خارج از کشور نصیب ایران می‌کند. این نوشته از منظری متفاوت به بررسی این پتانسیل می‌پردازد و نگرش اهل‌سُنّت ایران به کشورهای مهم سُنّی‌مذهب منطقه را با نگرش شیعیان همان کشورها نسبت به ایران مقایسه می‌کند. همین مقایسه نشان می‌دهد که این نفوذ عاطفی و معنوی، سرمایه‌ای کم‌نظیر و یا حتی بی‌نظیر است. در گذشته رژیم پادشاهی و غیرمذهبی ایران بسیار اصولی از این سرمایه بهره می‌برد. بعد از انقلاب رژیم اسلامی تلاش زیادی کرد که خود را فقط حامی شیعیان نشان ندهد و موفقیت‌هائی هم داشت. اما جنگ سوریه همه چیز را عیان کرد. سرمایه معنوی ایران نزد شیعیان مطلقاً نباید جنبه‌های عملی و از آن بدتر نظامی پیدا می‌کرد و به تجهیز گروه‌های شبه‌نظامی شیعه منتهی می‌شد. حتی اگر گروه‌هائی از شیعیان کشورهای منطقه و رهبران بانفوذ آنها هم از ایران کمک می‌خواستند، باید دوراندیشی صورت می‌گرفت و کشور مستقیماً وارد این معرکه نمی‌شد. اکنون که چنین اتفاقی افتاده است، عواقب آن چنان تاثیر مخربی در جهان اسلام گذاشته است که در آینده‌ای نه چندان دور شیعیان کشورهای منطقه عملاً چاره‌ای جز دوری بیشتر از ایران نخواهند داشت. سرمایه معنوی و دیرینه ایران در میان شیعیان منطقه هم پای منافع کوتاه‌مدت ذبح شده است.
 
***
 
عبارت "رژیم اشغالگر" چنان در رسانه‌های ایران کاربرد وسیعی دارد که بلافاصله ادامه آن نام یک کشور مشخص را به ذهن متبادر می‌کند. اما اگر منظور از رژیم اشغالگر این باشد که بخشی از یک قوم و یا باورمندان به یک دین و مذهب، رژیمی را در سرزمینی مستقر کرده باشند که اکثریت بسیار بزرگ باشنده‌گان آن سرزمین، حتی خطر فروپاشی کشور را هم به بقای آن رژیم ترجیح دهند، بسیار بعید است بتوان مصداقی بهتر از رژیم بعثی حافظ اسد در سوریه برای عبارت رژیم اشغالگر یافت. رژیم اسد در خوشبینانه‌ترین حالت فقط رژیم علویانی است که کمی بیش از ده درصد جمعیت کشور را دارند و در مناطق خاصی هم مستقر هستند.

برای مشاهده متن کامل کلیک کنید...