راهنما، جستجو، فهرست مقالات
و مطالب مورد توجه خوانندگان

۱۳۹۰ شهریور ۲۲, سه‌شنبه

کاهنده های هوشمند و شرایط خاص

از ابتدای طراحی کاهنده های هوشمند سعی بر این بوده است که مدیران سیستم قادر باشند همه نوع تسهیلات از قبیل تخفیف و اشانتیون را از این طریق اعمال کنند و نیازی به در اختیار گذاشتن تخصیص این تسهیلات برای اپراتورها نباشد. انصافا موفقیت زیادی نیز تا کنون داشته ایم. شرکتهای بزرگی که سیاستهای خود را بر این مبنا گذاشته اند شاهد این مدعا هستند. از شرایط بسیار خاص هیچ وقت گریز نیست. یکی از این شرایط دستی شدن اشانتیون برای بعضی از عاملین مطابق زمان و توافقهای خاص است. مدتهاست به این موضوع برخورده ایم اما عملی کردن آن منوط به طرحی که کمترین صدمه را به وضعیت هوشمند بزند، شد. همه ما خوب می دانیم که به محض ایجاد فرصتی در سیستم برای شرایط استثنائی، بزودی همه چیز استثنائی!! می شود. نمونه بارز آن عامل متفرقه است. معمولا توصیه می شود که اگر فروشنده باری را به طور متفرقه و با مجوز فروخت، در این بخش ثبت شود. تقریبا در تمام شرکتها پربارترین گردش متعلق به همین عامل متفرقه است. چون چنین تجاربی وجود داشت باید دنبال راه حلی می گشتیم که این موضوع به نوعی از طریق کاهنده های هوشمند، سیاست گذاری شود. ابتدا روی ممنوع بودن هوشمند برای عامل در محدودیتهای عاملین متمرکز شدم. بلافاصله کاشف بعمل آمد که بحث اشانتیون از تخفیف کاملا متفاوت است. و کاهندهای هوشمند پشتیبان هر دوی این سیاستهاست. به ناچار طرحی را که از دو سال پیش در نظر داشتم اما پردردسر بود، اجرا کردم. در این طرح مستقیما از خود کاهنده های هوشمند استفاده می شود. به این ترتیب که اگر در یکی از جداول اختصاصی به عامل، متغیر جدید اهدائی  از "مطابق جداول" به "همواره دستی" تغییر یابد، هنگام محاسبه جداول، اشانتیون دستی خواهد شد اما سایر تسهیلات حتی در خود همین جدول، همچنان معتبر خواهد بود. با این امکان فوق العاده که از سایر کنترلهای هوشمند برای همین ابزار نیز امکان استفاده وجود دارد. فرض کنید بخواهیم فقط برای دو روز و در صورت خرید نقدی و نوع خاصی از شیوه سفارش، اشانتیون چند عامل، دستی شود. این سیاست به راحتی قابل تنظیم و پس از منتفی شدن شرایط، خود به خود از مدار کنترلها خارج خواهد شد. کسانی که از هوشمند استفاده می کنند و مزایای آن را دیده اند بهتر می توانند درک کنند که این کاربرد چقدر مفید خواهد بود. ضمن ارائه این تسهیلات، کنترل همچنان در دست مدیر سیستم خواهد بود.
در کاهنده های هوشمند مشکل بزرگی که از ابتدای سال جاری خود را نشان داد، همچنان باقی مانده است. دنبال طرحی مشابه هستم که ضمن حفظ شرایط موجود به نحو احسن مشکل حل شود. مسئله این است که بر خلاف نظر مسلم طراحان نرم افزار و البته تعمدا، اختصاص جداول هوشمند  به سفارش به اصطلاح نرمالایز طراحی نشده است. یعنی همواره بیش از ده جدول هوشمند و ده نوع تخفیف را نمی توان به یک سفارش منتسب کرد. دلیل آن سرعت سیستم است که مجال باز کردن آن اینجا نیست. اما این محدودیت هیچ مشکلی را در عمل ایجاد نمی کند. به شوخی برای بعضی از همکاران عرض می کنم که اگر کسانی بیش از ده نوع تخفیف را در یک سفارش منظور می کنند، بهتر است فکر دیگری برای سیستم خودشان بکنند. بگذریم که همین شوخی ها در زمزم رشت کار دستم داد. تخفیف در بارنامه که متشکل از چندین سفارش است نباید محدودیت داشته باشد ولی در یک سفارش حقیقتا تنوع بیش از ده نوع و حتی ده نوع، امری مذموم است. اما همین تفکر، از ابتدای طراحی هوشمند، سیستم را در دامی انداخته است که فعلا راهی برای فرار از آن به نظرم نمی رسد. ممکن است برای یک مشتری بسته به شرایط و محصولات دهها و بلکه صدها سیاست فعال باشد که در یک فاکتور حداکثر ده تای آنها امکان فعال شدن داشته باشد. بعبارت بهتر، محدودیت در تعداد هوشمندهای منتسب به یک سفارش، نباید به محدودیت در تعداد سیاستهای منتسب به یک عامل منتهی شود که متاسفانه شده است. می خواهم دست به دامن همکاران با ذوق شوم و جسارتا جایزه ای را برای ابتکار مناسب تعیین نمایم. این جایزه را طی ایمیل جداگانه ای به اطلاع خواهم رساند. امیدوارم مانند همین دستی شدن سیستماتیک اشانتیون که از ذهن این پیرمرد نرم افزاری تراوش کرد از دهن آن جوانان برومند، طرحی به مراتب بهتر ارائه شود. شایان ذکر است که اگر طرحی مشابه و قابل قبول، همزمان از چند جا ارائه شود، جایزه در نظر گرفته شده برای همه ارائه دهندگان، معتبر خواهد بود.

۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

اطلاع رسانی برای تغییرات جدید در سیستم توزیع و فروش

یکی از مشکلات من در سیستم توزیع و فروش اطلاع رسانی در خصوص تغییرات و امکانان جدید است. به هر دری می زنم که همکاران اتفاقات تازه را حتما ببینند و در صورت نیاز از آن استفاده کنند، جز در موارد قلیل، موفق نمی شوم. این موضوع البته عمومی است. در شرکتهای نوشابه زیاد دیده ام که مثلا امکان جدیدی در سیستمهای همکاران سیستم ایجاد شده ولی بسیاری همچنان از آن بی اطلاعند. به نظر من دلیل اصلی در همین فرهنگ شفاهی است. چیزی اگر حضورا گفته شود شاید شنونده ای داشته باشد اما اگر مکتوب شود تقریبا بدون خواننده می ماند. جمع ما در صنعت نوشابه محدود است. اگر بخواهیم حتما می توانیم به طور مرتب تغییرات و نظرات جدید را ببینیم و اظهار نظر کنیم. در این صورت همه از آن بهره می بریم. چندین سال پیش تخفیفهای پلکانی را برای زمزم مشهد کار کردم که طرح فوق العاده ای بود اما در طراحی آن اشکالی اساسی وجود داشت که با توجه به کدینگ زمزم مشهد خود را نشان نداد. اگر همان موقع در خصوص آن اظهار نظر می شد مطمئن باشید که الان امکان پرکاربردی مثل تخفیفهای هوشمند در سیستم وجود داشت. در حالی که هم اکنون در زمزم مشهد هم استفاده از آن با مشکل مواجه شده و باید طرحی نو در اندازیم. همین الان همه شرکتها مشکل گروه بندی توسعه یافته عاملین را به انحاء مختلف دارند. مثال ساده آن در خصوص گزارش های مناسب از عاملینی است که شرایط ویژه مانند یخچال و تابلو به آنها تعلق گرفته است. چون سیستم در ابتدا محصول محور طراحی شده، تهیه چنین گزارشهائی سخت و طاقت فرسا بود. امکان جدید شرایط خوبی را مهیا کرده است. استفاده از آن کاملا راحت و بدون دردسر است. اما فقط آقای افشین براتی در کوکا کولا و آقای رضا نخعی در پپسی مشهد به آن عکس العمل نشان دادند و شروع به استفاده کردند. این دو بزرگوار هم هرگز معطل اطلاع رسانی من نمی مانند. هر چیز تازه ای که به درد آنها بخورد بلافاصله استفاده می کنند و حتی به توسعه آن یاری می رسانند. آنچه من در خصوص سیستم می نویسم ظاهرا آب در هاون کوبیدن است. حتی به فیس بوک هم متوسل شدم که شاید از آن طریق مطلب بهتر اطلاع رسانی شود، که استقبال نشد. نا امید نمی شوم و این روش را ادامه می دهم. شاید هم چاره ای جز این ندارم. عدم اطلاع از امکانات جدید و توسعه کاربری سیستم بعضا موجب اتفاقات ناگوار می شود. به تازگی متوجه شدم زمزم رشت اقدام به جمع کردن این سیستم کرده است. از شنیدن آن حسابی غمگین شدم و وقتی علت را فهمیدم بیشتر متاسف شدم که به دلایل بنی اسرائیلی و کاملا غیر کارشناسی اقدام به این کار کرده اند. من در کوکا و پپسی و بزرگترین زمزم هم چنین تجربه های تلخی دارم که تا کنون بحمدا.. همه به این سیستم بازگشته اند. این افتخار بزرگی برای من هست و حسابی شکر گذار آن هستم. زمزم رشت هم باز خواهد گشت، چون قدما گفته اند: آرزو بر جوانان عیب نیست.

۱۳۹۰ مرداد ۲۴, دوشنبه

گروه بندی های جدید عاملین فروش

به صورت معمول عاملین فروش بر اساس پیشه و خط  و منطقه و سازمان توزیع که به آنها سرویس می دهد، دسته بندی می شوند. تخفیفها و تسهیلاتی که بازار رقابت ایجاد کرده و همینطور کالاهای تبلیغاتی که معمولا شرکتها در اختیار مشتریان قرار می دهند، بسیار متنوع و متفاوت است. به همین جهت این نوع دسته بندی ها مانند پیشه نمی تواند از پیش تعیین شده باشد. ابتدا در سیستم گروههای فرعی بوجود آمد که حقیقتا همین نام فرعی های یک تا سه توضیح کاربری آن را بسیار مشکل می کرد. علیرغم گذشت بیش از یک سال از ایجاد آن عملا مورد استفاده قرار نگرفت. اکنون توسعه بسیار بیشتری به آن داده شده است. اولین توسعه نامگذاری آنهاست. در اطلاعات پایه – عاملین – کدینگ – سایر گروهها، بلافاصله باید عنوان گروهها تعریف شود. برای اینکه مجبور به این کار شوید و از پیش فرضهای سیستم استفاده نکنید نام اولیه "عنوان مناسب تعریف کنید" گذاشته شده است. مثلا ممکن است لایه اول به دسته بندی تسهیلاتی مانند یخچال و تابلو اختصاص داده و حتی از دو لایه دیگر اصلا استفاده نشود. و یا ممکن است ابتدا از لایه سوم شروع کنید. مهم نام مناسب این لایه هاست که شما انتخاب می کنید، ترتیب آنها هیچ تاثیری در عملکردشان ندارد. دومین توسعه مهم ایندکس گذاری مناسب این دسته بندی ها ست که بسته به نوع  استفاده خواهد بود. مثلا اگر فقط از یک لایه استفاده کنید همان لایه در جستجوها عمل خواهد کرد. در تمام گزارشهای مربوط به عاملین کلید تب که سورت عامل را تعیین می کند بعد از تلفن و کدپستی بر اساس همین لایه ها مرتب سازی خواهد شد. البته در صورتی است که حداقل یک مورد استفاده وجود داشته باشد. ممکن است لازم باشد علاوه بر این در فیلترها نیز لحاظ شود. بنا بر یک رسم معمول، فیلدهائی مانند عنوان و نام خانوادگی که مستقیما امکان مرتب سازی دارند در فیلترها آورده نمی شود. ولی نظر به کاربرد زیاد در بعضی جاها مجبور شده ایم اطلاعاتی مانند خط توزیع و عوامل افزاینده و کاهنده را منظور کنیم. اگر در خصوص این دسته بندی های جدید نیز ضرورتی ایجاد شود، اقدام خواهد شد. البته همه چیز بستگی به انعکاس نظر شما دارد.  

۱۳۹۰ مرداد ۱۳, پنجشنبه

سرزمین خسته افغانستان، از منظر مدعیان

در تهران همیشه در دست ساختمان که هر بنائی بالقوه کلنگی محسوب می شود، دیدن ساختمانهائی که تخریب و در طبقات و واحدهای بیشتر مجددا ساخته می شوند، امری کاملا عادی است. کارگران خستگی ناپذیر سرزمین خسته افغانستان، بخش اعظم نیروی کار این ساخت و سازهای بی پایان متکی به ثروت نفتی است. در کوچه ما همزمان سه ساختمان تخریب شده و در دست ساخت است. برای من با چندین درد و مرض که حتی طاقت نیم ساعت استقرار در زیر تابش مستقیم آفتاب تهران را ندارم، تماشای کار و تلاش کارگران آذربایجانی و افغانستانی درست در روبروی محل سکونت، تبدیل به یک سوال شده است. در کشوری تنبل با کمترین بهره وری و بیشترین ادعا، این همه تلاش در مقابل چندرغاز حقوق روزانه در گرمای طاقت فرسای تهران آلوده، چه تفسیری دارد؟ یعنی این کشور را پول نفت و همین کارگران می سازند؟ ایرانیان مهاجر میزبانان خود را نصیحت می کنند که ما را بیشتر تحویل بگیرید، چون جزو تحصیل کرده ترین جوامع مهاجر هستیم. اما همسایه افغانستانی که نفت برای فروش و پول برای هزینه تحصیل نداشته و در عوض ماهر ترین و درستکارترین کارگر را در اختیار کارفرمای ایرانی قرار داده است، اگر درد کلیه داشت، یا باید بمیرد و یا از هموطن خود کلیه! بگیرد. ظاهرا این مصاحبه قدیمی است ولی من تازه به آن برخورد کردم. موسس انجمن خيريه حضرت ابوالفضل استان اصفهان گفته است: "طبق قانون پيوند اعضاي هر ايراني به هموطن خود امكان‌پذير است و پيوند از يك ايراني به افاغنه انجام نمي‌شود". گوینده به احتمال قوی حتی نمی فهمد که چه حرف نژادپرستانه ای زده است و اساسا گمان نمی رود که چنین درکی داشته باشد. وگرنه در عمل وضع بسیار خرابتر از این حرفهاست و لزومی به چنین فاش گوئی و دریدگی نیست. کلیه اهدائی امری لوکس و فانتزی است، افغانها از آموزش فرزندان خود نیز  در این کشور بی بهره مانده اند.  آنچه که مایه درد و عذاب است، صدور مداوم و رسمی چنین فرمایشات گهربار، در جامعه مدعی اولین اعلامیه!! حقوق بشر، سر و صدای چندانی ایجاد نمی کند.  اصلا چرا بکند؟ مگر در کوچه و خیابان چیزی جز این می بینیم و می شنویم؟. نانوائی بربری منطقه ما که طبق معمول صبح جمعه شلوغ می شود و در روزهای عادی عمده مشتریان آن همین کارگران افغانی هستند، با صدای بلند و بی شرمانه و بی ادبانه و برای خوش خدمتی به سایر منتظران تهرانی، وقیحانه کارگری افغانی را که طبق معمول هر روزه درخواست ده عدد بربری داشت، مخاطب قرار داد که "بس ته، چه خبرته،  مردم منتظرند، چقدر می خورین؟". تمسخر لهجه ها و مخصوصا لهجه ترکی برای من امری مذموم است. اما این جملات با لهجه عمیقا بی سواد آن مردک، سکوت توام با رضایت مردم منتظر، تسلیم همراه با شرم آن کارگر سخت کوش، هرگز از یادم نمی رود. 

۱۳۹۰ مرداد ۲, یکشنبه

جنایت و درایت در نروژ

در کشور فوق العاده آرام نروژ جنایتی فجیع رخ داده است. برای ما که نا آشنا با خشونت نیستیم و یا همسایگان بی نوایمان عراق و افغانستان که شاید خانواده داغ ندیده در آن کشورها اصلا وجود نداشته باشد، این گونه جنایات چندان عجیب نیست. کشتار در منطقه ما دقایقی در اخبار گزارش و بلافاصله فراموش می شود. اما اروپا فرق دارد. حق هم دارد که فرق داشته باشد. از قدیم گفته اند احترام امامزاده با متولی است. کشوری مثل سوریه که رژیمش حتی گلوله ای هم به طرف اسرائیل شلیک نکرده اما تانک و توپ علیه مردم خود می کشد، چرا باید کشتار مردمش توجه بیشتر بطلبد؟ لیبی که چهل سال است یک مجنون و دیوانه آن را اداره می کند و در قلب لندن آدم می کشد، چرا باید مرگ و خشونت در آنجا ترحمی را برانگیزد؟ می گویند بعد از جنگ دوم این بزرگترین فاجعه در تاریخ نروژ است. خوش به سعادتشان که بیش از نیم قرن است طعم خشونت را نچشیده اند. در ترکی می گویند "اولوسو اولن پخیل اولار" یعنی کسی که عزیزی را از دست می دهد از داشتن شریک غم بدش نمی آید. میلیونها گرسنه در افریقا فقط آمار هستند و افغانها هم ظاهرا فقط برای مردن در انفجار آفریده شده اند. آن ضرب المثل ترکی برای چنین بخت برگشته هائی و در چنین لحظاتی است. پس از این فاجعه تردیدی نیست که نفس در سینه مردمان خاورمیانه حبس بود و هر آن انتظار می رفت تصویر مردی پشمالو، پاکستانی یا عرب، با چهره ای عبوس و عقده ای، در تلویزیونها ظاهر و بعنوان عامل این جنایت معرفی شود. شرمندگی چنین جنایتی در کشوری بی مسئله و آرام، دامنگیر جوامع اسلامی مخصوصا مهاجر به اروپا می شد. وضعیت گل بود، به چمن نیز آراسته می شد. اعلام یک نروژی مو بور و افراطی باعث شد که خیلی ها در این مناظق نفس راحتی بکشند. طعم هم زمان تحمل غارنشینان وحشی طالبانی و نگاه تردید آمیز غربی ها که ظاهرا ناچارند همه را با یک چوب برانند، عذاب مضاعفی است. هر جنایتی در دنیای غرب نگاه را متوجه جوامع مسلمان می کند. بدبختانه بی ربط هم نیست. اما این فاجعه علیرغم فجیع و بی رحمانه بودن آن شاید اندکی طرفین را به درک متقابل تشویق کند. فشار بی امان از دوش جوامع اسلامی و عرب کمی برداشته شود. چه جامعه خردمند و عاقلی دارد این کشور شمال اروپا. اجازه ندادند تا نتیجه ای حاصل نشده است پیش قضاوتی صورت گیرد و یا قشر خاصی متهم شود. مقایسه کنید با جرج بوش یکی از نادان ترین سیاست مداران دنیای متمدن که بلافاصله بعد از حملات یازده سپتامبر از اصطلاح قرون وسطائی و احمقانه جنگ صلیبی استفاده کرد. عواقب آن تفکر به شکاف عمیقی منجر شد. در همان ایام در شهر نیویورک حتی سیک ها که ربطی به اسلام ندارند، ریش و پشم برایشان دردسر ساز شده بود. عرب و ایرانی و پاکستانی مهاجر که روحش از القاعده خبر ندارد، جای خود داشت.

۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

هزینه های جانبی فروش


شرکتهائی که برای مشتریان خود در اقصی نقاط کشور محصول ارسال می کنند، با معضلی به نام کرایه حمل و بیمه و سایر هزینه های جانبی، غیر قابل محاسبه، مواجه هستند. هزینه ای مانند بیمه مطابق تعرفه قابلیت محاسبه دارد اما مثلا کرایه حمل، عموما توافقی است. نظر به عوارض و مالیات فراوانی که از نوشابه دریافت می شود، شرکتها ناچار هستند این هزینه ها را در اسناد خود منظور کنند تا از اندک فرصت قانونی کاهش مالیات و عوارض بهره ببرند. در ساختار سیستم فروش  هر نوع تخفیف به فروش منتسب می شود، این در حالی است که معمولا هزینه هائی مانند کرایه حمل هنگام ارسال بار مشخص می شوند و قبل از اعلام نتیجه برگشت بارنامه باید هزینه آن در فاکتور و یا بارنامه ارسالی برای مشتری اعلام شود. سالها پیش ناچار شدیم بخش هزینه های جانبی را در سیستم بوجود بیاوریم که عملا در مانده بدهی نماینده تاثیری نداشت و البته سند حسابداری جداگانه ای برای آن اخذ می شد. روش دل چسبی نبود و من نیز هرگز استفاده از آن را توصیه نمی کردم. چند سال بعد از این طرح، عوامل افزاینده و کاهنده متغیر به سیستم اضافه شد. این عوامل نیز بر مبنای فروش قابلیت محاسبه داشتند و دارند. چون در سیستم سفارش، هنگام چاپ پیش فاکتور تمام عوامل قبل از قطعی شدن اسناد، به صورت مجازی فاکتور و سپس چاپ می شوند، توسعه جدیدی به سیستم داده شد که بتوان عوامل متغیر را هنگام صدور بارنامه، منتسب کرد. توسعه بسیار پرکاربردی است. اگر کرایه حمل شما مبنای محاسباتی ندارد و بصورت عدد و متغیر وارد می شود، توصیه می کنم حتما از این امکان استفاده کنید. بدیهی است که این امکان در حقیقت با احتساب روش فروش بر مبنای سفارش تولید شده است و برای فروشنده یا نمایندگانی در سیستم کاربرد دارد که عامل متناظر داشته باشند.  تخفیفهای متغیری که به این منظور مورد استفاده قرار می گیرند باید در بخش تنظیمات سیستم از سایر متغیرها تفکیک شوند. ایده اولیه این طرح را سالیان پیش آقای افشین براتی مدیر مالی کوکا کولا در تهران و پس از مشاهده کاهنده های متغیر، ارائه کرده بود. خوشبختانه و با سپاس از ایشان، بالاخره اجرائی شد.

۱۳۹۰ تیر ۹, پنجشنبه

شماره گذاری اسناد فروش و سفارشها


یکی از مشکلات سیستم که حتی تا حدودی زشت هم میتواند باشد، شماره های متفاوت سفارش و فاکتور نهائی است. دلیل آن پشتیبانی هم زمان روش بسیار قدیمی فروش گرم  و همینطور فروش گرم مبتنی بر سفارش است. بعبارت دیگر امکان صدور فاکتور فروش در بارنامه هائی که بر مبنای سفارش صادر نشده اند، این امکان را عملا از سیستم گرفته است. اما اصلا چرا چنین امکانی همچنان در سیستم حفظ شود؟ از سال 73 سیاستی در سیستم همواره دنبال شده است که هر امکان جدیدی، روشهای قدیمی را باید بهبود دهد و هرگز منجر به حذف امکانی در سیستم نشود. آیا این همه وسواس در شرایطی که روش مبتنی بر سفارش به مراتب بهتر از گذشته فروش گرم را پشتبانی می کند، دلیلی دارد؟ روز 8/04/90 و در شهر مشهد شیوه کار تمام شرکتها را مرور کردم و به این نتیجه رسیدم که هیچ ضرورتی به حفظ این شرایط نیست. بنابراین به راحتی میتوان شماره گذاری اسناد قطعی فروش را دقیقا بر مبنای همان شماره سفارش انجام داد و از این دوگانگی نجات یافت. برای اینکه این روش اجرائی شود تبدیل به این وضعیت ضروری است.  همان روز و  بلافاصله در کوکا کولای مشهد وضعیت را تبدیل و اجرائی کردیم. روش تبدیل نیز بسیار آسان و در بخش نگهداری سیستم امکان تطبیق اسناد و سفارشها گنجانده شده است. اگر این قسمت اجرا نشود امکان ادامه کار سیستم میسر نخواهد بود. در شرایطی که فروش بر مبنای سفارش فعال است، امکان صدور فاکتور فروش گرم غیر فعال شده و فقط شرکتهائی که روش سفارشی ندارند به این شیوه دسترسی خواهند داشت. که البته تعداد این شرکتها بسیار معدود است.