فاجعه زلزله و سونامی ژاپن دنیا را تحت تاثیر و البته غمگین کرده است. زلزله سهمگین به مدد تکنولوژی و مهندسی ملتی سخت کوش و درستکار، چندان آسیبی به این کشور نزده است. زلزله ای که تنها پس لرزه های شش ریشتری آن در بسیاری از نقاط دنیا از جمله کشور ما به فاجعه ای تمام عیار تبدیل می شود. اما سونامی ناشی از زلزله، صدها هزار نفر را آواره و بسیاری را ناپدید کرده است. آنطور که در اخبار گفته می شود حدود نیم ساعت قبل از سونامی، سیستم های اخطار دهنده هشدار لازم را داده اند. در کشور چند ده میلیونی به هر حال عده ای این هشدار را نشنیده اند و عده ای نیز جدی نگرفته اند. اما این باعث نشده است که نخست وزیر ژاپن جلو دوربینها گریه نکند. یحتمل اگر وزیر راه استیضاح شده که در فاجعه سقوط هواپیمای ارومیه، از شدت مسئولیت پذیری! شاهکار های کلامی اش زبانزد خاص و عام شد، مسئولیتی در ژاپن داشت، می گفت : ما اخطار دادیم آنها توجه نکردند!. اما آنچه که در حاشیه این فاجعه عظیم، برای انسان همواره در حسرت خاورمیانه ای، باید آموزنده باشد، شکوه فرهنگ و عظمت نظم اجتماعی در سرزمین آفتاب تابان است. زلزله نه ریشتری و سونامی و فاجعه اتمی و سرمای زیر صفر و بارش برف نیز قادر نیست شیرازه آن را از هم بگسلد. هر چه در آسمان و زمین بلای قابل تصور است این ملت را درگیر خود کرده است. با این حال همه وظیفه خویش را بدرستی انجام می دهند. تماشای صف های بسیار طولانی دهها هزار ژاپنی برای دریافت ابتدائی ترین کمکهای ضروری مانند آب و نان، انسان تربیت شده در نیرنگستان خاورمیانه ای و بی بهره از هر نوع نظم و تحمل را انگشت به دهان می گذارد. این روزها تلویزیون ها تصاویر کمک نهادهای بین المللی به آورگان لیبی را نشان می دهند. چند ماه پیش سیل در پاکستان فاجعه دیگری بود که البته باعث نشد رئیس جمهور رجاله اش، سفر انگلستان خود را ناتمام بگذارد. افغانستان جنگ زده در همسایگی ما نیز همواره با کمک خارجی اداره می شود و حتی شهردار کابل (همان به اصطلاح رئیس جمهور افغانستان، حامد کرزی) حقوق خود و دولتش را از دیگران و بعضا در توبره دریافت می کند. کشور بلاخیز خودمان نیز چند سالی یک بار فاجعه ای طبیعی را تجربه می کند. در تمام این بلایای طبیعی و غیر طبیعی، تصاویر، بیانگر ملتی است که برای گرفتن یک تکه نان از سر و کول هم بالا می روند. گردن کلفتها حتی بیش از نیاز خود دریافت می کنند و پیرمردان و زنان همچنان گرسنه می مانند. عده ای حتی کمکهای بین المللی را در فرصت مقتضی و در بازار آزاد می فروشند!. نمی دانم چه لفظی را بکار ببرم که ضمن بیان واقعیت، حاوی هیچ توهینی نباشد. پرتاب نان از کامیون و یا هلی کوپتر و بالا رفتن از سر و کول همدیگر برای قاپیدن کمکی که همه به آن نیاز دارند، چه معنائی می تواند داشته باشد؟ صحنه آشنائی که پس از هر اتفاقی، منطقه ما شاهد آن است. در رجاله آباد پاکستان حتی نهادهای بین المللی به دولت مستقر در این کشور اطمینان نداشتند که کمکها را در اختیار آن بگذارند!. وزیر خارجه امریکا علیرغم تمام آداب دیپلماتیک، نتوانست به انتقاد از ثروتمندان بی وطن پاکستانی نپردازد. در اوج سیل پاکستان قصد داشتم از طریق یکی از مدیران پاکستانی که در صنایع نوشابه فعال است، و به تشخیص او، مستقیما به خانواده آسیب دیده ای کمک جمع آوری کنم. دیدم این رجاله نیز مانند رئیس جمهورش اصلا درد هم وطن ندارد. باز گلی به جمال ملت خودمان که در زلزله بم صف های طولانی برای اهداء خون بستند. ژاپنی ها با نظم فوق العاده خود در اوج گرفتاری، عادتهای بصری ما را دچار بحران کرده اند. حتی در کشوری پیشرفته و ثروتمند و متمدن مثل امریکا، پس از طوفان کاترینا گزارشهائی از غارت مغازه ها منتشر می شد. اما در ژاپن حتی نظم و صف برای دریافت کمک هم بهم نخورده است. باید سر تعظیم در مقابل چنین شکوهی از صبر و نظم و تحمل و فرهنگ فرود آورد.
۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه
مالیات و عوارض در سال 90
مالیات و عوارض نوشابه از ابتدای سال جدید اندکی تغییر یافته است. شرکتهائی که مالیات و عوارض را در دل قیمت فروش تعریف می کنند، حتما توجه دارند که علاوه بر تغییر اعلامیه، نسبت ها نیز تغییر خواهد کرد. مناسبترین شیوه، تعریف مجدد سه عامل افزاینده، مالیات و عوارض و بهداشت(برای شرکتهای تولیدی) در سال جدید است. گرچه در دل قیمت گرفتن عوامل افزاینده مزایای درخور توجهی دارد، اما عده ای از مدیران مالی در تطبیق صدرصد آن با قانون مالیات بر ارزش افزوده، تردید دارند. و همواره عوامل افزاینده خود را مستقل از اعلامیه قیمت فروش تعریف می کنند. من شخصا نظر خاصی در این خصوص ندارم، و تصور می کنم نتیجه هر دو روش علی الاصول یکسان است. بدیهی است اگر عوامل افزاینده مستقل از قیمت فروش تعریف شده اند، کافی است اعلامیه های جدیدی به تاریخ ابتدای سال شمسی 90 برای آنها تنظیم شود.
۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه
اس ام اس و تبریک عید
نوروز سال هشتاد و یک شمسی که تازه اس ام اس متداول شده بود، درست بعد از تحویل سال، متنی را نوشتم و به صورت مشترک برای تمام دوستان و همینطور همکاران در صنعت نوشابه فرستادم. زمان چندی نگذشته بود که از کرده خود کاملا پشیمان شدم. احساس کردم این شیوه بخشنامه ای نه تنها روش مناسبی نیست، بلکه حتی زحمت تایپ یک متن الکترونیکی خاص برای یک دوست را هم ندارد. متاسفانه امروزه تبریک اس ام اسی به امری متداول تبدیل شده است و به هر مناسبتی، اس ام اس های بخشنامه ای دست به دست می شود که البته مشخص است بسیاری از آنها در ابتدا توسط فرد باذوقی تنظیم شده اند. در بسیاری از مواقع طنز زیبائی هم در آنها نهفته است که من شخصا بخشی از آنها را گردآوری می کنم. ولی هیچکدام از این فوروارد کردنها، هرگز جای یک کارت تبریک دست نوشته را نخواهد گرفت و شاید برای عده ای مسئله ساز نیز بشود. برای من شخصا به معضلی تبدیل شده است. اگر جواب ندهم حمل بر بی ادبی خواهد شد اگر جواب هم بدهم روش نامناسبی را به سهم خود گسترش داده ام. بعضا اگر از طرف فردی که سن و سال بیشتری از من دارد، چنین اس ام اسی دریافت کنم (البته پست مهم مدیریتی هم بی تاثیر نیست!!) مجبور می شوم در جواب تشکر و تبریک متقابل را تایپ کنم، که بدیهی است این نیز مسکنی بیش نخواهد بود. چند سالی است حتی االامکان پس از سال تحویل به تک تک همکاران زنگ می زنم و البته به دیدن آنهائی که دسترسی دارم میروم. کارت تبریک بخشنامه ای که شرکتها با یک سررسید برای مشتریانشان می فرستند، از نظر من دست کمی از اس ام اس های بخشنامه ای ندارد. زیباترین کار همانی است که آفرینندگان تکنولوژی خود استفاده می کنند، یعنی فرستادن کارت با دست نوشته ای برای عرض تبریک و ارادت. این نیز برای من به مسئله ای جدید تبدیل شده است. در هر شرکت نوشابه سازی با دست کم ده نفر سالهاست که رفاقت دارم . باید حدود پانصد کارت تبریک را دست نویس و ارسال کنم. قبول بفرمائید که حتی برای افراد غیر تنبل هم همت بسیار زیادی می طلبد. برای آدم حساسی مثل من که اصرار دارد متن کارت حتما باید متناسب با شناخت از طرف مقابل باشد، قوز بالا قوز خواهد شد. قبلا نوشته ام که نوع کار من ایجاب می کند عملا با همه سطوح یک سازمان درگیر باشم. فرستادن کارت، صرفا برای مدیران هم بی ادبی به تمام دوستانی است که رفاقت آنها اندوخته اصلی من طی این سالهاست. ملاحظه می کنید که استعداد عجیبی برای پیچیده کردن هر مسئله حتی ساده را دارم. به همین دلیل امسال نیز نتوانستم موضوع را حل کنم. بنابراین خواهش می کنم عجالتا همین متن ضد بخشنامه ای! را بعنوان پیش درآمد بپذیرید، تا شاید اگر عمری باقی بود، بتوانم راه حل متمدنانه ای برای عرض تبریک سال نو، پیدا کنم.
انتشار :
۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه - ۱۱:۴۸
۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه
معیار موفقیت کنترلها در سیستم توزیع و فروش
تسهیل، سرعت، دقت، انسجام، و سایر ویژگیهای اینچنینی، در استفاده از یک مجموعه نرم افزاری، امری کاملا جا افتاده بین مدیران است. و این البته دستاورد حضور موثر بیش از 20 سال نرم افزار کاربردی تولید داخل، در بنگاههای اقتصادی کشور است. بدیهی است که رفته رفته سطح بهره برداری بالا رود و بدنبال آن نیازهای جدیدی تولید شود. موضوعی که بیش از همه در حال حاضر ذهن مدیران را در استفاده از سیستم هائی که با خرید و فروش و یا بعبارت بهتر پول سرو کار داردند، به خود جلب کرده است، بهره وری و کارائی سیستم در جلوگیری از سوءاستفاده های مالی است. سوال معمولا به شکل ساده ای مطرح می شود: آیا پس از تهیه و نصب و پیاده سازی این نرم افزار، فروشنده یا ویزیتور و یا هر عضو دیگر قادر به سوءاستفاده خواهد بود؟. این البته برای یک فروشنده نرم افزار سخت ترین سوالهاست، چون جواب واقعی این است که چندان فرقی با شرایط دستی ندارد. و اصولا نرم افزار قادر نیست جلوی تخلف را بگیرد، حتی ممکن است آن را تسریع هم بکند. هیچ تولید کننده و فروشنده نرم افزاری هم حاضر نخواهد بود، مشتری امیدوار خود را این چنین برنجاند.
اگر عمیق تر به موضوع نگریسته شود سیستم چه دستی و چه فول مکانیزه، روشهای کنترلی مشابهی دارد. با این تفاوت که هنگام استفاده از نرم افزار، کنترلهای به مراتب بیشتری را می توان منظور کرد. ولی کارکرد، همان کارکرد سیستم دستی است. کنترل در یک سیستم، زمانی موفق و کامل ارزیابی می شود که هر شخصی در هر موقعیتی، هر کار غیرمجازی را، سهوا یا عمدا، بخواهد مرتکب شود، مجبور به خلاف باشد. روالهای منجر به ارتکاب خلاف هم، کاملا قابل پی گیری و مستند شده باشد. سیستمی که در آن عمل خلاف و یا مغایر تصمیم سازمان، قابلیت پی گیری نداشته باشد، کاملا ناموفق ارزیابی می شود. در یک سیستم امکان سوءاستفاده در یک دسته بندی کلی بر دو نوع است. سوءاستفاده های قابل پیش گیری و غیر قابل پیش گیری. سیستمی موفق است که با فرض پیاده سازی و بهره برداری مناسب، تمام کنترلهای لازم برای سوءاستفاده های قابل پیشگیری در آن تعبیه شده باشد. سوء استفاده های غیر قابل پیش گیری نیز در آن کاملا مستند و قابلیت پی گیری داشته باشد.
انتشار :
۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه - ۱۱:۳۲
۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه
سرهنگ قذافی، دیوانه ای رسوا
هر چه می گردم تا در زبان فارسی کلمه ای برای توصیف این تحفه لیبیائی بیابم، چیزی به نظرم نمی رسد. در زمان تحصیل در شیراز دوستی شیرازی داشتم که او را سرهنگ ق...ق می نامید. تا کنون عنوانی شایسته تر از این برای او نشنیده ام. اما این کلمه دور از ادب نیز قادر به وصف معمر قذافی نیست. شاید در آینده کلمات جدیدی که مختص وصف چنین آدمهائی باشد، ساخته شود. نظیر این دیوانه صفر مراد نیاز اف در ترکمنستان بود. او نسخه جدید قذافی بود که حتی دست در زبان ترکمنی هم برده بود. مثلا به جای کلمه نان، مردم ترکمنستان باید نام مادر او را می گفتند! خوشبختانه اجل به او مهلت نداد. شاید تا کنون ازدیاد چنین رهبرانی کلمات مناسب و اندکی مودبانه را بوجود می آورد. معمر قذافی بیش از چهل سال پیش با کودتا به قدرت رسیده است. کتاب سبزی دارد که نقش کتاب مقدس در صحاری لیبی را بازی می کند. حتی یک بار با خرج دلارهای فراوان نفتی، کتابش را با یک سفینه به فضا هم فرستاد. به بازیکنان فوتبال ایتالیائی که همبازی پسرش سعد بودند، کتاب سبزش را هدیه! می داد. ابتدای انقلاب ایران قصد داشت برای تبریک و ابراز خوشحالی، مستقیما به تهران سفر کند. مشکل او در تشریفات استقبال بود. سرهنگ قذافی به کمتر از بنیانگذار جمهوری اسلامی در پای پلکان هواپیما راضی نبود!
انتشار :
۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه - ۲۳:۰۸
۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه
سرمایه اجتماعی
یکی از کتابهای خوبی که خوانده ام، سرمایه اجتماعی، نوشته جان فیلد و ترجمه غلامرضا غفاری و حسین رمضانی از انتشارات کویر است. اشکال این کتاب برای خواننده علاقه مند، ولی ناآشنا به اصل این بحث، زیادی آکادمیک بودن آن است. هر وقت هم خواسته ام خلاصه ای از آن را برای دوستانم تعریف کنم، مشکل داشته ام. گرچه به اندازه کافی در این کتاب مثال ذکر شده است، اما برای بحث چنین جذابی، کمی سنگین است. جالب اینجاست که بحث سرمایه اجتماعی برای هر کسی که در هر جامعه ای زندگی می کند، عملا آشناست. طوری که پس از مطالعه، از اینکه چنین بحث آشنائی به یک تئوری تبدیل شده است، موضوع جذاب تر هم می شود. متاسفانه من کتاب دیگری سراغ ندارم. اما اخیرا مقاله کوتاهی در رادیو زمانه دیدم که به شکل بسیار روان این بحث را معرفی کرده است. حدس می زنم خواندن آن برای اهل خواندن جالب باشد.
انتشار :
۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه - ۱۱:۱۹
۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه
سرنگونی حسنی مبارک، پروسترویکا و خلخالی
مقاومت مردم مصر نتیجه داد و حسنی مبارک در 22 بهمن از قدرت کناره گرفت. حسن تصادف جالبی است!. سالها پیش مجله بیاد ماندنی آدینه در خصوص پروستریکا در اتحاد شوروی سابق از صاحبنظران و رجال سیاسی نظر خواهی کرده بود. از جمله این شخصیتها مرحوم مهندس بازرگان و شیخ صادق خلخالی بود. مهندس بازرگان که باسواد و مسلط به زبان فرانسه و احتمالا انگلیسی بود، و فردی باسواد و مجرب محسوب می شد، در جواب آدینه گفت: "که ما نه سر پیازیم و نه ته پیاز. از اوضاع کشور خودمان درست و حسابی اطلاع نداریم و شخص مطلعی مثل برژینسکی (مشاور امنیت ملی رئیس جمهور وقت امریکا) نمی تواند پیش گوئی کند، من چه می توانم بگویم!" و بعد با احتیاط شروع به تحلیل و اظهار نظر کرد. اما وقتی نوبت به صادق خلخالی قاضی شرع ابتدای انقلاب رسید او که تمام اطلاعاتش از مجلات دم دستی تهران بود، به شیوه خود برنامه های چند ده سال بعد شوروی را هم پیش بینی کرد!. و جالب اینجاست که هیچ تردیدی هم در اظهارات خود روا نمی داشت. شاید مرحوم بازرگان خلاف جریان آب شنا می کرد و آن شیخ کم اطلاع نمونه ای بود از خیل کسانی که براحتی از طب تا نجوم نظر می دهند و راه حل تعیین می کنند. هر وقتی به موضوعی می رسم که اصولا هیچ اطلاع دست اولی از آن ندارم و می خواهم نظر هم بدهم یاد این مطالب مجله آدینه در حدود بیست سال پیش می افتم. با این وجود و وحشت از این تشابه، بطور غریزی معتقدم که مصر، ترکیه ای دیگر در شمال افریقا خواهد شد. این کشور ملتی با ظرفیت دارد. در چند ده سال گذشته هم عبدالباسط را به دنیای اسلام تقدیم کرده است و هم ام کلثوم افسانه ای را به بشریت. چنین جامعه ای درمانده نخواهد شد. شاهد مدعای من گزارش محمد منظرپور خبرنگار بی بی سی از قاهره است:
صحنه ای که فکر کنم هیچ وقت از ذهنم پاک نشود، صحنه ای بود که روز جمعه در حاشیه تجمع چند صد هزار نفری مخالفان حکومت شاهدش بودم. در خیابانی مجاور میدان تحریر یک خانم جوان محجبه به تنهایی در بین انبوه مخالفان فریاد می زد "درود بر مبارک، نعم مبارک". به محض مشاهده این صحنه، وحشت وجودم را فرا گرفت و هر لحظه انتظار داشتم مردان جوان خشمگین این دختر جوان را حداقل مورد بی حرمتی لفظی قرار دهند، اما در کمال نا باوری دیدم که مردم صرفا ً با حفظ فاصله شعار "لا مبارک، لا مبارک" سر دادند و حتی مسیری برای عبور این دختر جوان گشودند. من هرگز این میزان تساهل را نه در ایران بلکه حتی در انگلستان هم ندیده بودم.
انتشار :
۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه - ۲۱:۴۴
عهد عتیق و عهد جدید و پیوند دهنده ای گمنام
در عمر چند ده ساله کامپیوتر و گسترش برق آسای آن، بدون هیچ اغراقی سیستم عامل داس را باید مقوله ای باستانی محسوب کرد. سیاه مشقی بود که میکروسافت به تقلید از سیستمهای عامل دیگر مرتکب شد تا در نهایت به ویندوز برسد، که امروزه جهانی شده است. ولی شاید کمتر سیستم عاملی مانند داس در عمر کوتاه خود توفیق یافت که بستری برای تولید نرم افزارهای کاربردی فراوان باشد. این ماندگاری طولانی دو دلیل داشت. دلیل اول زمان و نحوه ارائه محصول بود که برای PC IBM Compatible تولید شد. تمام شرکتهای سازنده کامپیوتر بدون هیچ محدودیتی میتوانستند آن نوع کامپیوتر را بسازند و سیستم عامل داس را نیز روی آن بگذارند. ورود PC انقلاب جدیدی بود که در حاشیه خود با سیستم عامل خوش شانس داس، گره خورد. دلیل دوم، عدم پشتیبانی بعدی شرکت میکروسافت از این محصول مانند سایر شرکتها بود. مثلا امروزه تقریبا هیچ اثری از ویندوز سه وجود ندارد. گرچه ویندوز سه تحت داس اجرا میشد، ولی به مراتب مدرنتر از آن بود. اما تمام محصولات تولید شده در این محیط شانزده بیتی به راحتی قابل انتقال و تبدیل به محیطهای 32 بیتی بعدی بودند. اما داس به امان خدا ول شد. شرکت میکروسافت در این خصوص ید طولانی دارد و بسیاری از محصولات و استانداردهای خود را عملا از دور خارج کرده است. در صورتی که نرم افزار تحت یونیکس پنجاه سال پیش، امکان تبدیل و کامپایل در محیطهای بسیار مدرن یونیکسهای جدید را همچنان داراست.
۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه
حرکتی مبارک علیه دیکتاتوری نامبارک
شاید کمتر تصویری مانند پاره کردن عکس حسنی مبارک، دیکتار مصر، دل آدم را خنک کند. این رجاله مصری که سی سال است هم از آخور می خورد و هم از توبره، سرزمین کهن و چشم جهان عرب را به کشوری فقیر و عصبی و تروریست پرور تبدیل کرده است. کشوری که زمانی نه چندان دور، ام کلثوم نماد آن بود و الاهرام اش یکی از روزنامه های معتبر جهان محسوب می شد، امروز اگر صدائی از آن تولید میشود یا متعلق به تروریستهائی مانند ایمن الظواهری است و یا متملقین حکومت فاسد. همه این فجایع ریشه در حکومتی فاسد و سرکوبگر دارد. سلطان پس از هشتاد سال عمر و سی سال حکومت، چون راهی برای فرار از مرگ ندارد، در پی تثبیت ولیعهد خود، جمال مبارک بود که با شورش مردم مواجه شده است. سی سال است از آخور غرب می خورد که اگر من نباشم کشور به دامن اسلام گرایان می افتد و از توبره نهادهای محافظه کار مصر بهره می برد که اگر مدیریت من نباشد، کشوربه تاراج خواهد رفت. بی اعتباری او به جائی رسیده است که حتی اعلامیه تسلیت اش برای فاجعه تروریستی کلیسای قبطی، با تمسخر مسیحیان مصر مواجه می شود. نه در میان روشنفکران و متجددین اعتباری دارد و نه بین اسلام گرایان. امید که نسل نورسیده راه جدیدی را بگشایند و نقش محوری مصر را به آن باز گردانند. چند کشور اسلامی در خاورمیانه مانند ترکیه، برای منافع مردم فلسطین مفیدتر و برای اسرائیل به مراتب خطرناکتر است، تا رژیمهای فاسد و تا بن دندان مسلح عربی. در ایران متاسفانه اعراب محبوبیت چندانی ندارند و مخصوصا شیوخ آنها بیشتر باعث انزجار است. اما از نظر من چهره هائی مثل ملک عبدالله و شیخ دوبی و امیر قطر به مراتب موجه تر از امثال حافظ اسد و صدام حسین و حسنی مبارک و بن علی است. دست کم آنها نماد نوعی شیخوخیت سنتی اعراب هستند. این رجاله های ظاهرا رئیس جمهور، حتی در امر جانشینی نیز به سنت دیرینه عربی پایبند نیستد. در سنت عربی ولیعهد لزوما پسر حاکم وقت نیست و یکی از بزرگان خاندان حاکم است و انتخاباتی نیز در کار نیست. اما اینان مستقیما پسر خود را برای مردم، می انتخابانند!! آن هم با رای بالای نود درصد.
یک خاطره هم به نظرم رسید. همکاری داشتیم که موهای سر او علاوه بر زیبائی، بسیار پرپشت بود. اما این رفیق عادت عجیبی داشت که موهای خود را با پودر رختشوئی می شست!!. یک بار بحث شدیدی بین ما در گرفت. من گفتم پودر رختشوئی مناسب پوست و موی سر نیست، شما اگر مشکلی دارید باید انواع شامپو را امتحان کنید.او نیز در جواب می گفت که این کار بی فایده است و پودر رختشوئی هیچ ضرری برای من ندارد. بحث بی فایده ما بالا گرفت. بدیهی بود که کار او اشتباه بود ولی در نهایت با نگاهی به سر بی موی من گفت: راستی شما از چه نوع شامپوئی استفاده می کنید؟ بحث به مضحکه منتهی و خاتمه یافت. اما یک تجربه بزرگ برای من داشت، راجع به شامپو نباید اظهار نظر کنم، حتی اگر طرف با تاید استحمام کند!
انتشار :
۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه - ۲۰:۳۴
۱۳۸۹ بهمن ۵, سهشنبه
اشد عاباسقلی، تقی لبه دار قویوب
طبق نظرسنجی سازمان سنجش ارزش های جهانی در سال ۲۰۰۱، ایرانیان به لحاظ وطن پرستی رتبه نخست را در جهان کسب کردند. ۹۲ درصد ایرانیان ادعا کرده اند که از ملیت خود "بسیار احساس غرور" می کنند در مقام مقایسه، ۷۲ درصد آمریکایی ها و کمتر از ۵۰ درصد بریتانیایی ها و فرانسوی ها از ملیت خود "بسیار احساس غرور" می کنند.
پدر من وقتی در مقابل موضوع عجیب و غریبی قرار می گیرد و مخاطب معمولا جوان خود را نمی تواند مجاب کند، می گوید "اشد عاباسقلی، تقی لبه دار قویوب" یعنی "عباسقلی، گوش بده، تقی (پسرت) بزرگ شده! و کلاه لبه دار می گذاره!!".
انتشار :
۱۳۸۹ بهمن ۵, سهشنبه - ۱۲:۵۵
۱۳۸۹ بهمن ۳, یکشنبه
بحران پرواز و مسافرت
مسافرت با هواپیما مسئله نگران کننده ای شده است. کار من کلا تحت تاثیر این بحران است. سعی می کنم با ماهان که هواپیماهای مطمئن تری دارد، سفر کنم. ماهان نیز به همه شهرها پرواز مرتب ندارد. در مشهد و با مساعدت همکاران کوکا کولا، برای مسیر تهران به ارومیه، روز 03/11/89 ساعت شانزده، پرواز شماره 277 ایران ایر را گرفتم. کارم در مشهد نیمه تمام ماند و چون ممکن بود این پرواز را از دست بدهم، ترجیح دادم حتما برگردم. امروز که با نیم ساعت تاخیر به پای هواپیما رسیدیم، دیدم هواپیما فوکر است. ملت همواره راضی ارومیه هم انگار نه انگار. شک کردم شاید بلیط اینترنتی بوده و درست متوجه نشده ایم. پس از بد و بیراه مفصل به همکار خوشگوار مشهد، سوار شدم. با احتیاط از مهماندار پرسیدم این پرواز تغییری کرده است؟ گفت والله بما هم چیزی نگفتند، قرار بود ایرباس A300 باشد ولی ظاهرا مسافر به حد نصاب نرسیده و هواپیما را تغییر داده اند!. به همین راحتی!. وزیری که هنوز قانع نشده است تلفات هوائی در ایران بالاست شاید هم از دیدگاه خود حق داشته باشد. چون همین امروز روزنامه ها نوشته اند طی 9 ماه امسال نوزده هزار نفر در جاده های تحت پوشش همین وزیر کشته شده اند. یعنی تقریبا روزی یک فوکر. حالا چند صد نفری هم در هوا بمیرند، این همه سر و صدا برای چیست؟.
انتشار :
۱۳۸۹ بهمن ۳, یکشنبه - ۱۹:۵۰
۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه
مديريت عرضه
حمید در ذیل مطلبی که راجع به یک حیوان نجیب و مورد ستم مضاعف نوشته بودم، کامنت جالبی گذاشته است. من خود از خواندن آن بسیار لذت بردم. شاید خواندن آن برای خیلی از همکاران هم جالب باشد که چطور نحوه عرضه، فارغ از محتوای محصول یا خدمات، در قضاوت ما تاثیر دارد. برای دسترسی راحت، اینجا می گذارم.
از جمله مباحث مديريتي بحثي است به نام مديريت عرضه كه پس از انشعاب هاي فراوان از بحث اصلي كاملا تخصصي شده است. اين مبحث با وجود استقلال كاملي كه از بازاريابي، تبليغات، مديريت فروش و . . . دارد، از همه انها بهره ميگيرد. اين موضوع را مطرح كردم چون تمامي ايراداتي كه به جناب خر و انسانهايي با رگه هايي از اين نوع خريت وارد است، ناشي از سوء تد بير در همين زمينه است.
همه ما كم و زياد از اين خريت (منظورم از خريت توهين به كسي يا جناب خر نيست بلكه منظورصفتي است كه خر بدان متصف است) رگه هايي در وجودمان داريم حال يا در مقابل خانواده يا دوستان همزبانان هم وطنان همكاران و. . . اين رفتار يا ناشي از نوعي خودنمايي مظلومانه است يا سوء تدبيري است احمقانه در مديريت عرضه . شق اول مورد نظر من نيست اما در شق دوم پيشرفتهاي علمي در زمينه مديريت بشر را به نقطه اي رسانيده است كه اجازه خطا كاري بخصوص در مديريت كلان را ندارد. وقتي يك اشتباه كوچك ميتواند تاثيرات مهلك و ژرفي بر سرنوشت يك مجموعه بزرگ و در مواردي حتي كل بشر داشته باشد پس موضوع مهم است. دامنه اين موضوع، مديريت عرضه را نيز در بر ميگيرد و حتي مديران كلان هم با خريت ياد شده به راحتي مرتكب چنين اشتباهاتي مي شوند چه رسد به افراد عادي.
دقيقا به همين دليل به سوي مديريت الكترونيك پيش مي رويم تا خريت نهادينه ما كمتر بتواند منشا اثر انحراف از مدار گردد. بحثي كه شما پيش كشيديد كاملا رفتار شناسانه ، عميق و حاوي نكاتي بود كه معمولا از چشم ناظر عادي و عامي به دور است اما حيف ديدم كه از اين زاويه به آن پرداخته نشود.و صد البته مشتاقانه منتظر بودم تا بدانم كه اگر شماهم اين ضعف مديريتي را در بعضي ميبينيد ، راهكارتان چيست؟ امروزه براي حذف اين رگه هاي هر چند كوچك خريت در مديريت استراتژيك و مديران استراتژيست، صورت مسئله به كل پاك شده است. نرم افزارهاي مديريتي كاملا جايگزين هوش برتر و البته خطا پذير انساني شده اند. يعني خطا ناپذيري ماشيني جايگزين هوش انساني شده و انسان به سطح ديگري از مديريت تبعيد و محدود شده است.
اين نرم افزارها با درياف حجم عظيمي از اطلاعات از هزاران واحد يك مجموعه و پردازش آن در نهايت فارغ از هرنوع خريت انساني تصميم سازي كرده و مديران را مجاب به اعمال آن ميكنند. وزارت جنگ آمريكا " پنتاگون" بزرگترين كاربر اين نرم افزار است(البته در كشور ما هم وزارت نفت مدعي استفاده از آن است). حساسيت تصميمات دراين مراكز مي تواند پيامدهاي بي بازگشت و خطرناكي حتي براي كل بشريت داشته باشد به همين دليل اين تصميمات مي بايست به دور از هرنوع خطاي انساني باشد. با بوجود آمدن اين نرم افزارها احتمال اين خطا كاري ها در سطوح بالا ازبين رفته اما گاف هاي مديريتي مثل گاف مديريت عرضه را در سطوح خرد چه كنيم؟
يك ضرب المثل چيني مي گويد اگر شب هنگام در شهر يك چراغ رنگي روشن شود همه مردم آنرا مي بينند و نور و رنگش راتحسين ميكنند اما صبح كه خورشيد با آن عظمت طلوع ميكند كسي آنرا حتي نمي بيند. فكر كنم خورشيد هم دچار همان سوء مديريت باشد. در زندگي فردي شايد رفتار كج دار و مريز با اين خريت فقط لطماتي را به خود ما وارد كند و با آثار اجتماعي اندك، در نهايت بي اهميت جلوه كند اما هرچه هست اين خريت نه تنها هيچ ربطي به مظلوميت، انسانيت، نوع دوستي و . . . ندارد بلكه يك ايراد بزرگ و يك سوء مديريت فاحش است. اگر بتوان به خر مورد اشاره شما فقط يك ايراد گرفت آن اين است كه در نحوه، زمان، كيفيت، كميت وخلاصه همه ابعاد ارائه خدمت دچار حماقت است. زيبايي چشمانش هم زمختی خريتش را نمي پوشاند. در بعضي از روستاها روستاييان پاك دل و مهربان در فصول سرد سال خرها را در صحرا رها ميكنند تا خود را از شر تامين آذوغه شان خلاص كنند و دوباره در بهار آنها را زنده گيري كرده پالان كش (به ضم كاف) مي كنند. آيا اين خريت در مديريت عرضه نيست؟
انتشار :
۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه - ۱۷:۱۲
۱۳۸۹ دی ۲۱, سهشنبه
ویندوز سرور 2008 و پرواسیو 9
اگر ویندوز سرور خود را به نسخه 2008 تغییر بدهید، با ورژن 8 پرواسیو ناسازگار خواهد بود. و حتما باید از ورژن 9 به بالا استفاده شود. از طرف دیگر چون کلاینت ها عموما ویندوز اکس پی هستند، که با پرواسیو 8 سازگاری کامل دارد، مشکل ایجاد خواهد شد. راه حل قضیه برای استفاده بدون مشکل به شرح زیر است :
- روی ویندوز سرور 2008، نسخه پرواسیو 9 را نصب کنید. روش آن دقیقا مشابه ویندوز 7 است. دقت کنید هنگام نصب لایسنس، نسخه 9 لحاظ شود.
- در کنترل پنل پرواسیو 9 و در بخش کامپتیبلیتی، فایل ورژن را به نسخه 8 تغییر دهید. در غیر اینصورت با کلاینت ها ناسازگار خواهد بود.
در چندین شرکت تصمیم به تغییر سرور گرفته بودند، چون هزار ماشاءالله دوستان در واحدهای آی تی با اولین مشکل تسلیم می شوند، و حوصله خواندن و زدن چرخی در اینترنت را هم ندارند، من نیز خود را درگیر این موضوع نکردم. و همواره تاکید می کردم که بهتر است از همان ویندوز 2003 استفاده شود. ما که نیم قرن عقب هستیم، پنج سال بیشتر به جائی برنمی خورد. تا اینکه آقای مهندس شهرام شفق در کوکاکولای تبریز تصمیم به این کار گرفتند. سوابق ایشان و روح جستجوگرشان واضح بود که این مشکل را به سرانجامی خواهد رساند. آنچه که نوشتم نتیجه تجربه ایشان بود که در شبکه کوکا کولای تبریز نصب و مورد استفاده قرار داده اند. قابل توجه دوستان و مدیران آی تی که مهندس شفق، مدیر تولید کوکا کولا هستند. سمت و تحصیلات ایشان که فوق لیسانس مهندسی شیمی است، هیچ ارتباطی به کامپیوتر ندارد. در سیستم توزیع و فروش نیز کاهنده های هوشمند، یادگار همکاری مشترکمان است. این نوع کاهنده ها و شیوه پردازش آنها کاملا کم نظیر است و امروز من افتخار این را دارم که بعنوان یکی از برگ های برنده سیستم، نسبت به نرم افزارهای رقیب، به آن ببالم. عنقریب نسبت به مزایای استفاده از آن مطلب مفصلی خواهم نوشت. ضمن سپاس از آقای مهندس شفق، اکنون با اطمینان و اعتماد به تجربه ایشان، استفاده ازویندوز 2008 را در صورت تمایل میتوان شروع کرد.
انتشار :
۱۳۸۹ دی ۲۱, سهشنبه - ۰۸:۴۵
اشتراک در:
پستها (Atom)