راهنما، جستجو، فهرست مقالات
و مطالب مورد توجه خوانندگان

۱۳۹۰ مرداد ۲, یکشنبه

جنایت و درایت در نروژ

در کشور فوق العاده آرام نروژ جنایتی فجیع رخ داده است. برای ما که نا آشنا با خشونت نیستیم و یا همسایگان بی نوایمان عراق و افغانستان که شاید خانواده داغ ندیده در آن کشورها اصلا وجود نداشته باشد، این گونه جنایات چندان عجیب نیست. کشتار در منطقه ما دقایقی در اخبار گزارش و بلافاصله فراموش می شود. اما اروپا فرق دارد. حق هم دارد که فرق داشته باشد. از قدیم گفته اند احترام امامزاده با متولی است. کشوری مثل سوریه که رژیمش حتی گلوله ای هم به طرف اسرائیل شلیک نکرده اما تانک و توپ علیه مردم خود می کشد، چرا باید کشتار مردمش توجه بیشتر بطلبد؟ لیبی که چهل سال است یک مجنون و دیوانه آن را اداره می کند و در قلب لندن آدم می کشد، چرا باید مرگ و خشونت در آنجا ترحمی را برانگیزد؟ می گویند بعد از جنگ دوم این بزرگترین فاجعه در تاریخ نروژ است. خوش به سعادتشان که بیش از نیم قرن است طعم خشونت را نچشیده اند. در ترکی می گویند "اولوسو اولن پخیل اولار" یعنی کسی که عزیزی را از دست می دهد از داشتن شریک غم بدش نمی آید. میلیونها گرسنه در افریقا فقط آمار هستند و افغانها هم ظاهرا فقط برای مردن در انفجار آفریده شده اند. آن ضرب المثل ترکی برای چنین بخت برگشته هائی و در چنین لحظاتی است. پس از این فاجعه تردیدی نیست که نفس در سینه مردمان خاورمیانه حبس بود و هر آن انتظار می رفت تصویر مردی پشمالو، پاکستانی یا عرب، با چهره ای عبوس و عقده ای، در تلویزیونها ظاهر و بعنوان عامل این جنایت معرفی شود. شرمندگی چنین جنایتی در کشوری بی مسئله و آرام، دامنگیر جوامع اسلامی مخصوصا مهاجر به اروپا می شد. وضعیت گل بود، به چمن نیز آراسته می شد. اعلام یک نروژی مو بور و افراطی باعث شد که خیلی ها در این مناظق نفس راحتی بکشند. طعم هم زمان تحمل غارنشینان وحشی طالبانی و نگاه تردید آمیز غربی ها که ظاهرا ناچارند همه را با یک چوب برانند، عذاب مضاعفی است. هر جنایتی در دنیای غرب نگاه را متوجه جوامع مسلمان می کند. بدبختانه بی ربط هم نیست. اما این فاجعه علیرغم فجیع و بی رحمانه بودن آن شاید اندکی طرفین را به درک متقابل تشویق کند. فشار بی امان از دوش جوامع اسلامی و عرب کمی برداشته شود. چه جامعه خردمند و عاقلی دارد این کشور شمال اروپا. اجازه ندادند تا نتیجه ای حاصل نشده است پیش قضاوتی صورت گیرد و یا قشر خاصی متهم شود. مقایسه کنید با جرج بوش یکی از نادان ترین سیاست مداران دنیای متمدن که بلافاصله بعد از حملات یازده سپتامبر از اصطلاح قرون وسطائی و احمقانه جنگ صلیبی استفاده کرد. عواقب آن تفکر به شکاف عمیقی منجر شد. در همان ایام در شهر نیویورک حتی سیک ها که ربطی به اسلام ندارند، ریش و پشم برایشان دردسر ساز شده بود. عرب و ایرانی و پاکستانی مهاجر که روحش از القاعده خبر ندارد، جای خود داشت.

۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

هزینه های جانبی فروش


شرکتهائی که برای مشتریان خود در اقصی نقاط کشور محصول ارسال می کنند، با معضلی به نام کرایه حمل و بیمه و سایر هزینه های جانبی، غیر قابل محاسبه، مواجه هستند. هزینه ای مانند بیمه مطابق تعرفه قابلیت محاسبه دارد اما مثلا کرایه حمل، عموما توافقی است. نظر به عوارض و مالیات فراوانی که از نوشابه دریافت می شود، شرکتها ناچار هستند این هزینه ها را در اسناد خود منظور کنند تا از اندک فرصت قانونی کاهش مالیات و عوارض بهره ببرند. در ساختار سیستم فروش  هر نوع تخفیف به فروش منتسب می شود، این در حالی است که معمولا هزینه هائی مانند کرایه حمل هنگام ارسال بار مشخص می شوند و قبل از اعلام نتیجه برگشت بارنامه باید هزینه آن در فاکتور و یا بارنامه ارسالی برای مشتری اعلام شود. سالها پیش ناچار شدیم بخش هزینه های جانبی را در سیستم بوجود بیاوریم که عملا در مانده بدهی نماینده تاثیری نداشت و البته سند حسابداری جداگانه ای برای آن اخذ می شد. روش دل چسبی نبود و من نیز هرگز استفاده از آن را توصیه نمی کردم. چند سال بعد از این طرح، عوامل افزاینده و کاهنده متغیر به سیستم اضافه شد. این عوامل نیز بر مبنای فروش قابلیت محاسبه داشتند و دارند. چون در سیستم سفارش، هنگام چاپ پیش فاکتور تمام عوامل قبل از قطعی شدن اسناد، به صورت مجازی فاکتور و سپس چاپ می شوند، توسعه جدیدی به سیستم داده شد که بتوان عوامل متغیر را هنگام صدور بارنامه، منتسب کرد. توسعه بسیار پرکاربردی است. اگر کرایه حمل شما مبنای محاسباتی ندارد و بصورت عدد و متغیر وارد می شود، توصیه می کنم حتما از این امکان استفاده کنید. بدیهی است که این امکان در حقیقت با احتساب روش فروش بر مبنای سفارش تولید شده است و برای فروشنده یا نمایندگانی در سیستم کاربرد دارد که عامل متناظر داشته باشند.  تخفیفهای متغیری که به این منظور مورد استفاده قرار می گیرند باید در بخش تنظیمات سیستم از سایر متغیرها تفکیک شوند. ایده اولیه این طرح را سالیان پیش آقای افشین براتی مدیر مالی کوکا کولا در تهران و پس از مشاهده کاهنده های متغیر، ارائه کرده بود. خوشبختانه و با سپاس از ایشان، بالاخره اجرائی شد.

۱۳۹۰ تیر ۹, پنجشنبه

شماره گذاری اسناد فروش و سفارشها


یکی از مشکلات سیستم که حتی تا حدودی زشت هم میتواند باشد، شماره های متفاوت سفارش و فاکتور نهائی است. دلیل آن پشتیبانی هم زمان روش بسیار قدیمی فروش گرم  و همینطور فروش گرم مبتنی بر سفارش است. بعبارت دیگر امکان صدور فاکتور فروش در بارنامه هائی که بر مبنای سفارش صادر نشده اند، این امکان را عملا از سیستم گرفته است. اما اصلا چرا چنین امکانی همچنان در سیستم حفظ شود؟ از سال 73 سیاستی در سیستم همواره دنبال شده است که هر امکان جدیدی، روشهای قدیمی را باید بهبود دهد و هرگز منجر به حذف امکانی در سیستم نشود. آیا این همه وسواس در شرایطی که روش مبتنی بر سفارش به مراتب بهتر از گذشته فروش گرم را پشتبانی می کند، دلیلی دارد؟ روز 8/04/90 و در شهر مشهد شیوه کار تمام شرکتها را مرور کردم و به این نتیجه رسیدم که هیچ ضرورتی به حفظ این شرایط نیست. بنابراین به راحتی میتوان شماره گذاری اسناد قطعی فروش را دقیقا بر مبنای همان شماره سفارش انجام داد و از این دوگانگی نجات یافت. برای اینکه این روش اجرائی شود تبدیل به این وضعیت ضروری است.  همان روز و  بلافاصله در کوکا کولای مشهد وضعیت را تبدیل و اجرائی کردیم. روش تبدیل نیز بسیار آسان و در بخش نگهداری سیستم امکان تطبیق اسناد و سفارشها گنجانده شده است. اگر این قسمت اجرا نشود امکان ادامه کار سیستم میسر نخواهد بود. در شرایطی که فروش بر مبنای سفارش فعال است، امکان صدور فاکتور فروش گرم غیر فعال شده و فقط شرکتهائی که روش سفارشی ندارند به این شیوه دسترسی خواهند داشت. که البته تعداد این شرکتها بسیار معدود است.

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

تغییرات جدید در کدینگ بانکهای کشور


برای کسانی که تا کنون با سیستم های خزانه داری کار نکرده اند و ضرورتی به ارسال و دریافت الکترونیکی گردش چکهای خود با بانک عامل نداشته اند، شاید باور کردن این نکته سخت باشد که علیرغم یک قرن سابقه بانکداری مدرن در ایران، و دهها سال سابقه استفاده از سیستمهای نرم افزاری، بانکهای کشور تا کنون کدینگ واحدی نداشته اند. هر بانکی، خود و سایر بانکها را بصورت کاملا مستقل کد گذاری کرده است. مثلا بانک تجارت به خود کد یک و بانک ملی کد دو داده بود. این کدینگ در بانک صادرات کاملا متفاوت بود. برای برطرف کردن این موضوع بخشی تحت عنوان کدهای بین بانکی در خزانه داری سیستم توزیع و فروش وجود دارد. که در آن مشخص می شود هر بانکی خود و دیگری را چگونه کد گذاری کرده است. مبنای ارسال فلاپی به بانکها هم، همین کدهای بین بانکی است. خوشبختانه اخیرا بانک مرکزی 28 بانک عامل را کد گذاری کرده و بانکها را نیز ملزم به تبعیت از این کدینگ کرده است. اینکه استفاده عملی از این تغییرات چقدر زمان خواهد برد معلوم نیست. اما از آنجائی که باید این اقدام را به فال نیک گرفت تا از آشفتگی کدینگ بانکهای کشور نجات پیدا کرد، به پیشنهاد جناب آقای براتی مدیریت مالی کوکا در تهران، برنامه مناسب و راحتی در سیستم توزیع و فروش قرار داده شد تا این تبدیلات به سادگی انجام شود. شایان ذکر است که این برنامه پس از اجرا با این فرض که به ظن قوی در تمام سالهای مالی، کدینگ بانکهای شما یکسان است، شروع به تبدیل اطلاعات در تمام سالهای مالی خواهد کرد. اگر احیانا در سالهای مالی مختلف، کدینگ متفاوتی برای بانکها استفاده شده است، ضمن تبریک به شما در بلند شدن روی دست بانک مرکزی برای آفریدن فاجعه کدینگ، باید سالهای مالی را جداگانه تبدیل اطلاعات کنید. لازم است توجه فرمائید که این تبدیلات هیچ کنترل شبکه ای و احیانا کنترل قطع عملیات در میانه کار به هر دلیلی را انجام نمی دهد. قبل از شروع، از بکاپ و خارج شدن تمام کاربران از سیستم باید مطمئن بود. در شرکتهائی مانند کوکا و زمزم و پپسی که بصورت هلدینگ اداره می شوند، اگر کدینگ بانکها در شرکتهای مختلف، یکسان تعریف نشده است (که نشده است) میتوان پس از این تبدیلات حسابهای جاری مسئله دار را براحتی تبادل کرد. اینکه شرکتهای یک گروه از حسابهای جاری مشتریان بدحساب خود مطلع شوند، میتواند پرکاربرد باشد. روال کار به شرح زیر است :
1-     فرم Bank.Frm را که در فرمهای اوریجینال وجود دارد، و برای این منظور طراحی شده است، باید ویرایش و کدهای قدیم و جدید را در آن ثبت و در فولدر فرم قرار دهید. هر 28 کد اعلام شده توسط بانک مرکزی در این فرم بصورت پیش فرض گنجانده شده است. سایر بانکها و موسسات مالی و اعتباری که از طرف بانک مرکزی رسمیت ندارند، بهتر است به همان شکل سابق باقی بماند. در صورت تمایل به تغییر، در انتهای این فرم کدینگ قدیم و جدید آنها را وارد کنید. کد قدیم تمام بانکها در فرم پیش فرض سه صفر لحاظ شده است.
2-     در بخش مدیریت – نگهداری سیستم، پس از اطمینان از تهیه پشتبانی لازم و تنظیم مناسب فرم مذکور، متناسب با کدهای قدیم خود،  تغییر کدینگ بانکهای کشوری را اجرا کنید.

۱۳۹۰ خرداد ۷, شنبه

موفقیتی جدید برای سیستم توزیع و فروش


شرکت پپسی در سراسر کشور برای تسهیل در خدمات به مشتریان خود، فروش متمرکزی را در دستور کار دارد. مدیران این شرکت در سه حوزه تولیدی و پخش مشهد و تهران و شیراز که با مراکز پخش مختلف، سراسر ایران را پوشش می دهند، نهایتا همین نرم افزار توزیع و فروش را برای تمام مراکز انتخاب کردند. در تهران و مشهد و مراکز وابسته به آنها قبلا همین نرم افزار انتخاب و سابقه موفق داشت. اما در حوزه پخش بسیار بزرگ شیراز، نرم افرار پخش شرکت کارا سیستم از ابتدا نصب بود، که از پنج شنبه گذشته جایگزینی و تبدیل اطلاعات از واحد کرمان شروع شده است. این موضوع افتخار و موفقیت بزرگی برای اینجانب و سیستمی که از آن استفاده می کنیم، هست. اگر توجه کنیم که مدیران پپسی با چه دقت و صرف زمان کافی چنین انتخابی کرده اند بیشتر به ارزش این موفقیت واقف خواهیم شد. در مشهد جناب آقای مردادی و آقای نخعی بیش از دو سال این سیستم را بطور موازی استفاده کردند و پس از وسواس بسیار بالا، سیستم جایگزین شد. در تهران پس از واگذاری شرکت ساسان، مدیریت جدید نهایتا همین سیستم را انتخاب کردند. اگر به سوابق جناب آقای زمانزاده مدیر عامل ساسان مراجعه فرمائید، ایشان علاوه بر اینکه جزو حسابداران نامی و خبره کشور هستند در زمینه طراحی سیستم های کاربردی نیز، سابقه طولانی دارند و هم اکنون رئیس هیئت مدیره یک شرکت نرم افزاری نیز هستند. دقتی که ایشان در انتخاب این نرم افزار بکار بردند، شاید بی سابقه باشد. تشکیل یک تیم راه انداز مسلط در یک سال گذشته و تلاش شبانه روزی و ارتباط دقیق و تعریف شده نرم افزاری، باعث شد که عملا در گروه شرکتهای ساسان، موجودی تقریبا لحظه ای انبار محصول در کنش متقابل میان فروش و سیستم انبار هم بوجود بیاید. چیزی که علاوه بر بی سابقه بودن در صنعت نوشابه، جزو نقاط ضعف همین سیستم توزیع و فروش هم هست. بهره برداری این چنین اصولی و سیستماتیک که به لحاظ کنترلها کم نظیر است، مدیریت واحد پپسی را به این نتیجه رساند که این تجربه را به حوزه قدرتمند شیراز و جنوب ایران تسری دهند. از همینجا نیز افتخار و البته مسئولیت بیشتر نصیب من شد. به مسئولیتهای سنگین خود در مقابل چنین اعتماد و انتخابی کاملا واقف هستم. مایلم با اطیمنان به همکاران تاکید کنم که اتفاقا این سیستم بر عکس اشتهار متعارف، به توانائی سازمان داخلی شرکت بسیار بیشتر وابسته است تا هر فرد و گروهی بیرون از مجموعه. تقریبا قفل و بستی هم در کار نیست. هر آن تصمیم به جایگزینی آن بگیرید، بیشترین و شاید کم نظیر ترین ابزار انتقال هم فراهم است.   

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۰, جمعه

یک پیشنهاد اخلاقی! برای عربها، سوسمار در مقابل آب

همه امورات کشور ما بحمدالله اخلاقی است و در ادارات و شرکتها، اخلاق حرف اول و آخر را می زند. بدیهی است عده معدودی اینطور فکر نمی کنند که لابد خود مشکل اخلاقی دارند. چون اندکی و فقط اندکی در فوتبال کشور، بعضا بداخلاقی هائی! مشاهده می شد که به هیچ وجه در شان سرزمین گل و بلبل و اخلاق محور ما نبود، مسئولان زحمت کش بار دیگر زحمت کشیدند و منت بر سر ما گذاشتند و ستاد منشور اخلاقی فوتبال ایران را بنا نهادند. جمعی از سر تکلیف به کاری مشغول شدند و لابد مسئله هم حل شد. در کرکری متداول فوتبالی، تیم میهمان از عربستان سعودی مدعی شد، آب ایران کیفیت ندارد. و باید آب با خودمان به ایران ببریم. این کر کر ی چندان هم دور از واقعیت نیست. بارها مسئولان مستقیم بهداشتی آب تهران را مشکل دار عنوان کرده اند و آبهای صادراتی ایران به افغانستان، سابقه برگشت هم داشته است. در گذشته نیز تیمهای دیگری مثل استرالیا نان و آبشان را با خود آورده بودند. این بار حریف عرب بود و بستر آماده خودستائی و عرب ستیزی. متولی مستقیم منشور اخلاق برای کم کردن روی حریف، سوسمار خوردن نیاکانشان را به رخ آنها کشید. و می‌گوید سعودی‌ها به جای حرف زدن در باره آب ایران، دنبال سوسمار باشند. موضوع بقدری دور از ادب و دیگر ستیزانه بود که خبرنگار مجددا سوال کرد که آیا این عبارت منتشر شود؟ او نیز چنان سنگ تمام گذاشت که مبادا ابهامی در فرمایشات گهربارش ایجاد شود. عربها در ایران محبوب نیستند و متاسفانه نزدیک به صد سال است که به فرهنگ عرب ستیزی، دامن هم زده می شود. در عزا و عروسی سر اعراب را می برند و مدعی اند اگر عرب نبود امروز ایران، آلمان بود. اما فرهنگ عرب در ایران برای هر قشری هم بد باشد، برای این حجت‌الاسلام  رئیس ستاد منشور اخلاقی که بد نبوده است. دانش اصلی او زبان عربی است. حفظ و گسترش کلمات قصار عربی بخش مهمی از حرفه اوست. او دیگر چرا بر شاخ نشسته و بن می برد؟ فوتبال کمبود رو کم کن دارد که مستقیما این وظیفه به متولی اخلاق سپرده شده است؟ یا میکروفون دیده و عنان از کف داده؟

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۴, شنبه

قیمت نوشابه ایرانی به ریال و دلار


در فروردین 1381 که نرخ ارز آزاد شد، نوشابه یک و نیم لیتری تولید داخل 290 تومان و قیمت دلار 792 تومان بود. بعبارت دیگر، صادر کننده ایرانی بدون در نظر گرفتن سایر تسهیلاتی که دولت برای صادر کنندگان قائل است، می توانست نوشابه تولید داخل را بر مبنای حداکثر 36.5 سنت در بازار منطقه به فروش برساند. در ابتدای فروردین سال جاری، قیمت دلار 1036 تومان و نوشابه تولید داخل 700 تومان قیمت گذاری شده است. بر همان مبنا، قیمت برای صادرات 67.5 سنت خواهد شد، یعنی تقریبا دو برابر. از منظر صادرکننده، قدرت رقابت او با رقیب خارجی نصف شده است. انگار که ارزش پول کشور دو برابر شده باشد. برای درک این استدلال اقتصاددانها که می گویند پائین نگه داشتن مصنوعی قیمت ارز کمر صادرات را شکسته است، لازم نیست 20 واحد اقتصاد پیشرفته پاس کرد. همین نوشابه خودمان گواه همه چیز است. باید توجه داشت، نه ارزش جهانی دلار در این بازه زمانی اینقدر تغییر کرده است و نه تولید کننده داخلی از 700 تومان فعلی راضی است. اگر این روال ادامه پیدا کند، از منظر واردات موضوع برای ما فعالان صنعت نوشابه از این نیز غم انگیزتر خواهد شد. احتمالا در آینده نه چندان دور، واردات که جای خود دارد، قاچاق نوشابه نیز برای قاچاقچیان حاضر به یراق صرف خواهد کرد. در اینصورت همه باید به فکر کار دیگری باشیم.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۰, سه‌شنبه

اقوام ایرانی خود و دیگران را چگونه نامگذاری می کنند؟

ایرانیان به دهها زبان صحبت می کنند و چندین نژاد و مذهب دارند. نامگذاریهای رسمی برای شناسائی این همه تنوع در بسیاری از جاها، با آنچه که میان مردم متداول است، کاملا تفاوت دارد. رفته رفته نامگذاری های رسمی که ممکن است در مواردی به واقعیت نزدیکتر باشد، جایگزین شده اند. طوری که یادآوری نامهای گذشته، بعضا باور کردنی نیست. بلوچها به غیر بلوچهای اطراف خود، قجر می گویند. احتمالا ریشه این نامگذاری مذهبی است اما برای شنونده غیر بلوچ کاملا تازگی دارد. مازندرانی ها زبان محلی خود را گیلکی می نامند که حتی برای بسیاری از اهالی تهران که در هر فرصتی سری به مازندران می زنند، شنیدن آن تعجب برانگیز است. متاسفانه این نوع نامگذاریها که اهمیت بسیار زیادی دارد به شکل مدون ثبت نیست و یا من اطلاعی ندارم. شخصا فرصت فوق العاده ای را در طی سالیان گذشته از دست داده ام. تقریبا هفته ای یک بار به یکی از شهرهای ایران مسافرت کاری داشتم. بزرگترین دل مشغولیم در این مسافرتها، زبانی بود که مردم بومی آنجا صحبت می کردند. دلم می خواست مخصوصا در مناطقی که رسما فارس محسوب می شوند، بدانم که زبان محلی، لهجه است مانند مشهدی و شیرازی و یا چیزی است که غیر بومیان قادر به فهم آن نیستند، مانند سمنانی و دزفولی و شوشتری. امروز از اینکه فرصت شناخت نامگذاریها را از دست داده ام، افسوس می خورم. چون تقریبا در هر شهری به انواع قومیتها برخورد می کردم و این امکان که از مردم کاملا عادی چنین سوالی بکنم، فراهم بود. باید توجه داشت که از مردم متوسط و نسبتا تحصیل کرده چنین سوالی، هرگز به جواب مشخص نخواهد رسید. اگر از یک کرمانشاهی ساکن تهران چنین سوالی بکنید، احتمال زیاد حتی متوجه نخواهید شد که کرمانشاهی ها خود را فارس می دانند یا کرد؟.
برای مشاهده متن کامل کلیک کنید...

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۷, شنبه

مسجد و کلیسا

در یکی از مناطق شهر لندن کلیسائی قرن هجدهمی با موافقت مقامات محلی به مسجد تبدیل شد.  تلویزیون بی بی سی گزارشی تهیه کرده بود که در آن علت این تبدیل زیاد شدن تعداد مسلمانان در این منطقه و همچنین بلااستفاده بودن این کلیسا بوده است. مسلمانان همان منطقه اظهار خوشحالی کردند. امام جماعت مسجد نیز این موضوع را ناشی از قدرت اسلام دانست و هیچ اشاره ای به میزان بسیار بالای رواداری جامعه بریتانیا با مذاهب مختلف نکرد. شاید هم اساسا چنین چیزی را درک نمی کند. تصور کنید عکس این موضوع در کشوری مسلمان ولی کثیر المذهب مثل مالزی و در منطقه ای مسیحی نشین اتفاق می افتاد. چند صد نفر همان روز اول، فقط در پاکستان کشته می شدند؟