راهنما، جستجو، فهرست مقالات
و مطالب مورد توجه خوانندگان

۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

اعتماد به کشور ضربدر میزان قدرت، مساوی مقدار ثابت

در جریان اختلاس ناقابل سه هزار میلیارد تومنی، محمود خاوری رئیس بانک ملی که ظاهرا یکی از متهمان پرونده است از بازگشت به ایران خودداری کرد. فارغ از اصل موضوع، نگاه این شخصیت مهم اقتصادی به حوزه تحت مدیریتش ظنز جالبی در خود دارد، که به نظر از اصل ماجرا هم جالبتر می رسد. رئیس قدرتمندترین بانک کشور، ذره ای به پول ملی و دارائی ملکی در کشورش اعتماد نداشته است. خانه سه میلیون دلاری او سالها قبل در تورنتو خریداری شده بود، نه حالا که موضوع برملا شده و احیانا دستپاچه اقدام به خرید کرده باشد. باید توجه داشت که در تهران خانه های بسیار گرانتر از این نیز وجود دارد. حتی با فرض هیچ تخلفی داشتن خانه سه میلیادری در تهران امری فوق العاده نیست. آپارتمان نوساز 100 متری در منطقه امیرآباد حدود سیصد ملیون تومان قیمت دارد. موضوع از منظر اعتماد است که جالب می نماید. پروسه دریافت اقامت آن هم در کانادا یک ماهه و دو ماهه نیست. او خانه و کاشانه و پاسپورت و ملیت و همسر و فرزندان و ملک و املاک را چند سالی بوده که به جای امن منتقل کرده است. بعید نیست هم اکنون حساب بانکی او در همان بانک تحت مدیریتش، یک میلیون تومان هم موجودی نداشته باشد. شاید حتی یک آپارتمان هفتاد و پنج متری هم در ایران ندارد.  شوخی نیست! او رئیس بانک ملی ایران بود. قدیمی ها خوب به یاد دارند که زمانی اسکناس را هم بانک ملی چاپ می کرد. یعنی با اندکی تخفیف او قدرتمندترین مقام بانکی کشور بوده است. که ظاهرا ذره ای اندوخته ریالی در کشور خود ندارد!! بس که به آن بی اعتماد بوده است. شاید هم کلی به زیردستان خود توصیه های اخلاقی می کرده که بعله، من که رئیس شما هستم، مستاجرم! شما هم حوصله به خرج دهید، خدا بزرگ است. ساده زیستی پیشه کنید که توصیه اولیاست. چندان در پی مال دنیا نباشید که غفلت از آخرت را به دنبال دارد و از این حرفها. عموم مردم عادی ایران که قدرتی و پستی ندارند، زندگی عادی خود را ادامه می دهند. دار و ندارشان به ریال است. خانه و ماشینی هم اگر داشته باشند در همین سرزمین است. بزرگترین پشتوانه مردم عادی معمولا در مسکن سرمایه گذاری می شود، نه در تورنتو، در همین شهرهای بزرگ و کوچک کشور خودمان.
موضوع عدم اعتماد ریشه دارتر از این حرفهاست. می گویند قبل از کودتای 28 مرداد، شاه و ملکه فراری ایران بقدری گرفتار غم نان و مسکن و هزینه های روزانه معمولی در غربت بی رحم غرب شدند که افسوس تاج و تخت از دست رفته برای آنها به الویت بعدی تبدیل شد. ظاهرا یک ایرانی ثروتمند یهودی تبار در ایتالیا به دادشان رسیده و چکی با مبلغ قابل توجه در اختیار شاه مفلس قرار داده است که او نیز تا پایان سلطنت آن محبت را فراموش نکرد. اما بعد از کودتای 28 مرداد و بازگشت به کشور، حسابی تجربه اندوخت. او که در عالم خیال و توهم و به پشتوانه ثروت نفت خود را خورشید نژاد آریا می دانست در عالم واقع پشیزی برای کشور تحت شاهنشاهی اش اعتبار قائل نشد که اندوخته ای در آن داشته باشد. خرید ویلای شخصی در سوسیس و فرانسه و سایر ممالک مهم و اندوخته ارزی برای روز مبادا، الویت مهم مملکت داریش شد. قبل از انقلاب شاه و ملت، ترجیح داد ابتدا آینده وارثان را روبراه کند که هنگام پرداختن به رعیت، آسوده خاطر! کوروش را به خواب آسوده دعوت کند. تجربه هم نشان داد که تنها یادگار مهم او برای همسر و فرزندان، همین اندوخته ها بوده است. زندگی اشرافی در غرب از محل وجوهات پناهندگی، امری محال است. خیل مقامات فراری رژیم او به کالیفرنیا نیز ثابت کرد که آنها هم در عمل اعتمادی به محل فرمانروائی خود نداشتند. کسانی هم که واقعا باور کرده بودند و یا موفق به فرار نشدند، همان روزهای اول تاوان سنگینی دادند. بخشی هم بودند که فرصت و یا میل به مال اندوزی نداشتند، در غربت و عموما در نهایت افلاس و بی پناه، تن به کارهای پستی برای گذران زندگی دادند. در کشوری که تاریخ آن سرشار از این فراز و نشیب هاست، اعتماد محلی از اعراب ندارد. در دوران معاصر و از زمان محمدعلی شاه قاجار تا این لحظه، بنیان گذار جمهوری اسلامی، تنها رهبری است که در داخل کشور و در اوج قدرت، درگذشته است. رضا شاه آواره بود که درگذشت. بعدا جنازه اش به ایران منتقل شد. اما وارثان هنگام فرار مجدد، تابوتش را با خود بردند. فکر درستی بود، چون مقبره او با خاک یکسان شد. اینجا سرزمینی کلنگی است که قرنها همه چیز را از صفر شروع کرده اما مدعی سه هزار تاریخ است. رئیس بزرگترین بانکش به اندازه یک روستائی ساده دل اهری به پول ملی اعتماد ندارد، اما در پی انداختن طرحی نوین در جهان است.
در مهندسی الکترونیک قانونی هست که می گوید حاصلضرب گین در باندویت مقداری است ثابت. بعبارت ساده تر میزان ضریب تقویت یک سیگنال اگر در پنهای باند فرکانسی آن ضرب شود، حاصل مقداری همواره ثابت خواهد بود. طراح سیستم به هر کدام بخواهد اضافه کند ناچار از دیگری کم خواهد شد. اگر قانون الکترونیک را مبنا قرار دهیم به نظر می رسد میزان اعتماد به کشور ضربدر میزان قدرت فرد، مقداری است ثابت. در سرزمین گل و بلبل ما فرد هر چه قدرتمند تر باشد، همانقدر به حوزه فرمانروائی خود بی اعتمادتر است. در عین حال از دیگران می خواهد نگران چیزی نباشند همه چیز امن و امان است. تمام دلخوشی شهروند عادی به مال و منالی است که همینجا دارد. اگر کسی هم مدعی مالش شود، حکم دادگاه را اصلی ترین پشتوانه خود می داند. اما رئیس کل بانکی که بخش اعظم دارائی کشور را نگهبانی و پشتتیبانی می کند، عملا ریالی بر این قاعده اندوخته نداشته است. به نهادی که اصلا اعتماد نداشته دستگاه قضاء بوده است و گرنه دلیل نداشت دست به چنین انتحاری بزند. مقامات هاج و واج مانده اند که اگر او واقعا مجرم شناخته شد چه چیزی را به جای این همه بیت المال به یغما رفته، مصادره کنند؟ البته به نظر می رسد بانک صادرات در حال اقداماتی نبوغ آمیز! است. شاید در انتها به داد بانک ملی هم برسد و قضیه ختم به خیر شود.

۱۳۹۰ مهر ۷, پنجشنبه

کلیک کلیک تا تامین سه هزار میلیارد تومن


من از سال 1372 که دفتر شرکتمان خیابان جمهوری بود، در همان محل و در بانک صادرات حساب جاری دارم. گرچه از همان ابتدا به این نتیجه رسیدم که بانک صادرات خیلی قابل تحمل نیست، ولی نظر به روحیه محافظه کار و بی حوصله گی تا کنون اقدام به افتتاح حساب جاری فعال در بانکی دیگر نکرده ام. البته در چند سال اخیر با گسترش بانکهای خصوصی روحیه طلبکار دست اندرکاران این بانک اندکی تعدیل شده است. من نیز حداکثر سالی یک بار به شعبه خودم برای گرفتن دسته چک مراجعه می کنم و این نهایت تحمل حضوری رفتار پرسنل شعبه است. بانکداری اینترنتی وضع را از این هم بهتر کرده و عملا تمام کارهای بانکی خودم را با اینترنت انجام می دهم. تا اینکه اخیرا متوجه گستاخی غیر قابل تحمل این بانک شدم. مراجعه به حساب از طریق بانکداری اینترنتی و کلیک برای دیدن صورتحساب، بدون هیچ نقل و انتقالی، بیست و پنج تومان برای کلیک کننده آب می خورد!. به حساب اینکه شاید بیرون با کارت کاری انجام داده ام، ابتدا متوجه موضوع نشدم. بعدا فهمیدم نزدیک یک ماه است چنین قانونی وضع کرده اند. به بانک زنگ زدم، گفتند دستور بانک مرکزی است. به سایر بانکها مراجعه کردم،  گفتند چنین قانونی بخشنامه شده اما آنها اجرا نمی کنند. به این نتیجه رسیدم که بانک صادرات احتمالا تصمیم گرفته آن سه هزار میلیارد تومن معروف را کلیک کلیک و توسط کمکهای مردمی! جبران کند. اگر در آلمان که این رقم معادل کسر بسیار ناچیزی از صادرات آن کشور است چنین اختلاسی می شد، استعفاء و خودکشی که چه عرض کنم، شاید به سقوط آن کشور می انجامید. اما در کشور گل و بلبل خودمان که این رقم نزدیک به چند درصد کل صادرات یک ساله نفت و معادل پنجاه درصد کل بودجه اعتبارات وزارت عریض و طویل نیروست، رئیس بانک مدعی است که خودمان کشف! کردیم، چرا کسی تشکر نمی کند؟. روسای ارشدتر هم برای رفع خستگی، خانوادگی به سفر ینگه دنیا می روند. عذرخواهی هم البته لازم نیست. کلیکی 25 تومن می گیریم، طی چند سال به خوبی و خوشی تامین می شود. تا کور شود هر آنکس که نتواند دید.

۱۳۹۰ شهریور ۳۱, پنجشنبه

توسعه سیستم رمزگذار و دسترسی تکمیلی در سفارشها

ایده اولیه رمزگذار سیستم توزیع و فروش را از ناول نت ویر گرفتم. ناول نت ویر فایل سرور فوق العاده ای بود که تنظیم سطوح دسترسی آن تا مدتها پیش، حتی در ویندوز سرور نیز وجود نداشت. امکانات پیشرفته ای که هم اکنون در نسخ جدید ویندوز پشتبانی می شود بقدری سخت است که بعضا از دید اهل فن هم مخفی می ماند. برعکس در ناول نت ویر هنگام تنظیم دسترسی کاربران، تمام امکانات عملا در معرض دید ادمین سیستم قرار می گرفت. سال 1371 و هنگام سربازی ایده سیستم رمزگذار فعلی با اقتباس از شیوه ناول نت ویر به ذهنم رسید و همان موقع نیز در سیستم حسابداری عملی کردم. قبلا در تمام سیستمها مبنا بر این بود که بخشهای غیر قابل دسترسی برای کاربر کم رنگ می شد. علاوه بر حسرت کاربر که عدم صلاحیت او در چشمش! فرو می رفت، موجب ناراحتی مدیران نیز بود. در آن تاریخ این سیستم رمزگذار نظیر نداشت و اگر اغراق نباشد شیوه دسترسی دادن آن کاملا ابتکاری است. از همان منوئی که برای کار عادی استفاده می شود، دسترسی نیز قابل تعریف است. هم اکنون نیز بسیاری از نرم افزارهای مدرن این امکان را ندارند. یکی از اشکالات مهم و کاربردی آن در دسترسی گروهی به بخشی از آیتمها بود که نبود آن برای مدیران سیستم پرمشقت است. مثلا اگر بخواهیم کل اطلاعات پایه را به یک سطح دسترسی منتسب کنیم همچنان باید آیتم به آیتم تعریف شود. این کمبود بد و بیراهی بیست ساله و پیوسته را نصیب طراح کرده است. اینکه هر کاربر فقط به یک سطح دسترسی منتسب می شود، اشکال بعدی است. که البته با توجه به محدود بودن کاربران در یک شبکه محلی خیلی آزار دهنده نیست. اگر امروز سیستم رمزگذار و دسترسی، طراحی کنم به آنچه که ایراد اساسی و مهم همه نرم افزارهای موجود و معروف در بازار  می بینم، خواهم پرداخت: دسترسی در سطح رکورد. هیچ نرم افزاری در حال حاضر چنین سرویسی ندارد. این در حالی است که بسیار کاربردی است. طراحی و کاربردی کردن واقعی آن، حقیقتا مرد کهن می خواهد. شاید هم هرگز در داخل کشور با این شرکتهای پولکی و جوانان همیشه خسته، چنین محصولی به بازار عرضه نشود. فرض کنید سیستم این امکان را داشته باشد که مدیر منطقه، سیستم را فقط از منظر مشتریان خود ببیند. بعبارت دیگر هر گزارشی در سیستم، محصول به محصول، گروه به گروه، فروشنده به فروشنده و در سطح شرکت قابل تهیه باشد، فقط از منظر عاملین همین شخص دیده شود، کانهو بقیه وجود ندارند. چه کاربرد فوق العاده ای خواهد داشت. در نرم افزارهای بسیار بزرگ خارجی چنین امکانی وجود دارد. در زمینه دسترسی کامل و راحت در سیستم حسابداری و بعدا توزیع و فروش از بیست سال گذشته، اگر حمل بر خودستائی با روکش شکسته نفسی نباشد، من پیشگام بودم و آرزو دارم روزی به طرحی اجرائی  در خصوص دسترسی در سطح رکورد برسم. این یکی از دل مشغولی های من است.
نداشتن چنین سیستم گسترده ای باعث نشده است که بطور وصله پینه ای چنین کاربردهائی در سیستم گنجانده نشود. چندین سال است که دسترسی تکمیلی در سیستم رمزگذار توسعه پیدا می کند. البته و متاسفانه نقش این توسعه فقط در روند اجراست و ارتباطی به گزارشهای سیستم ندارد. همین توسعه را نیز شاید تا حدودی بتوان دستاورد تلقی کرد. کنترل صندوق داران که به صنادیق همدیگر سرکشی نکنند در گذشته موفقیت آمیز بود. در بارنامه نیز منطقه فروش و مرکز توزیع و فروشنده قابلیت کنترل داشت. به این ترتیب که می توانستیم تنظیمی داشته باشم که یک اپراتور برای فروشنده و یا مناطق خاصی امکان صدور بارنامه داشته باشد. همین روند در سطح سفارش نیز توسعه پیدا کرد. اگر به مدیریت، رمزگذار، دسترسی تکمیلی و تنظیم "محدودیت صدور بارنامه و سفارش" مراجعه فرمائید، کنترلهائی که امکانپذر و عملی است، گنجانده شده اند. علی الخصوص دو تنظیم نحوه سفارش و نحوه پرداخت می توانند جالب توجه باشند. با ذکر یک مثال کاربردی بودن آن را توضیح می دهم. در توسعه جدید کاهنده های هوشمند، ذکر شد که دستی شدن اشانتیون در شرایط خاص نیز می تواند از طریق خود کاهنده های هوشمند اعمال شود. اگر دستی شدن اشانتیون به کد خاصی از نحوه سفارش اختصاص یابد، این خطر وجود دارد که اپراتورها هر وقت که به مشکلی برخوردند از این نوع نحوه سفارش استفاده کنند و در عالم واقع آب پاکی روی کنترلهای هوشمند بریزند. اما با کنترل تکمیلی، این شرایط خاص را به اپراتور خاص نیز می توان منتسب کرد. که کنترل بسیار موثری خواهد بود.

۱۳۹۰ شهریور ۲۲, سه‌شنبه

کاهنده های هوشمند و شرایط خاص

از ابتدای طراحی کاهنده های هوشمند سعی بر این بوده است که مدیران سیستم قادر باشند همه نوع تسهیلات از قبیل تخفیف و اشانتیون را از این طریق اعمال کنند و نیازی به در اختیار گذاشتن تخصیص این تسهیلات برای اپراتورها نباشد. انصافا موفقیت زیادی نیز تا کنون داشته ایم. شرکتهای بزرگی که سیاستهای خود را بر این مبنا گذاشته اند شاهد این مدعا هستند. از شرایط بسیار خاص هیچ وقت گریز نیست. یکی از این شرایط دستی شدن اشانتیون برای بعضی از عاملین مطابق زمان و توافقهای خاص است. مدتهاست به این موضوع برخورده ایم اما عملی کردن آن منوط به طرحی که کمترین صدمه را به وضعیت هوشمند بزند، شد. همه ما خوب می دانیم که به محض ایجاد فرصتی در سیستم برای شرایط استثنائی، بزودی همه چیز استثنائی!! می شود. نمونه بارز آن عامل متفرقه است. معمولا توصیه می شود که اگر فروشنده باری را به طور متفرقه و با مجوز فروخت، در این بخش ثبت شود. تقریبا در تمام شرکتها پربارترین گردش متعلق به همین عامل متفرقه است. چون چنین تجاربی وجود داشت باید دنبال راه حلی می گشتیم که این موضوع به نوعی از طریق کاهنده های هوشمند، سیاست گذاری شود. ابتدا روی ممنوع بودن هوشمند برای عامل در محدودیتهای عاملین متمرکز شدم. بلافاصله کاشف بعمل آمد که بحث اشانتیون از تخفیف کاملا متفاوت است. و کاهندهای هوشمند پشتیبان هر دوی این سیاستهاست. به ناچار طرحی را که از دو سال پیش در نظر داشتم اما پردردسر بود، اجرا کردم. در این طرح مستقیما از خود کاهنده های هوشمند استفاده می شود. به این ترتیب که اگر در یکی از جداول اختصاصی به عامل، متغیر جدید اهدائی  از "مطابق جداول" به "همواره دستی" تغییر یابد، هنگام محاسبه جداول، اشانتیون دستی خواهد شد اما سایر تسهیلات حتی در خود همین جدول، همچنان معتبر خواهد بود. با این امکان فوق العاده که از سایر کنترلهای هوشمند برای همین ابزار نیز امکان استفاده وجود دارد. فرض کنید بخواهیم فقط برای دو روز و در صورت خرید نقدی و نوع خاصی از شیوه سفارش، اشانتیون چند عامل، دستی شود. این سیاست به راحتی قابل تنظیم و پس از منتفی شدن شرایط، خود به خود از مدار کنترلها خارج خواهد شد. کسانی که از هوشمند استفاده می کنند و مزایای آن را دیده اند بهتر می توانند درک کنند که این کاربرد چقدر مفید خواهد بود. ضمن ارائه این تسهیلات، کنترل همچنان در دست مدیر سیستم خواهد بود.
در کاهنده های هوشمند مشکل بزرگی که از ابتدای سال جاری خود را نشان داد، همچنان باقی مانده است. دنبال طرحی مشابه هستم که ضمن حفظ شرایط موجود به نحو احسن مشکل حل شود. مسئله این است که بر خلاف نظر مسلم طراحان نرم افزار و البته تعمدا، اختصاص جداول هوشمند  به سفارش به اصطلاح نرمالایز طراحی نشده است. یعنی همواره بیش از ده جدول هوشمند و ده نوع تخفیف را نمی توان به یک سفارش منتسب کرد. دلیل آن سرعت سیستم است که مجال باز کردن آن اینجا نیست. اما این محدودیت هیچ مشکلی را در عمل ایجاد نمی کند. به شوخی برای بعضی از همکاران عرض می کنم که اگر کسانی بیش از ده نوع تخفیف را در یک سفارش منظور می کنند، بهتر است فکر دیگری برای سیستم خودشان بکنند. بگذریم که همین شوخی ها در زمزم رشت کار دستم داد. تخفیف در بارنامه که متشکل از چندین سفارش است نباید محدودیت داشته باشد ولی در یک سفارش حقیقتا تنوع بیش از ده نوع و حتی ده نوع، امری مذموم است. اما همین تفکر، از ابتدای طراحی هوشمند، سیستم را در دامی انداخته است که فعلا راهی برای فرار از آن به نظرم نمی رسد. ممکن است برای یک مشتری بسته به شرایط و محصولات دهها و بلکه صدها سیاست فعال باشد که در یک فاکتور حداکثر ده تای آنها امکان فعال شدن داشته باشد. بعبارت بهتر، محدودیت در تعداد هوشمندهای منتسب به یک سفارش، نباید به محدودیت در تعداد سیاستهای منتسب به یک عامل منتهی شود که متاسفانه شده است. می خواهم دست به دامن همکاران با ذوق شوم و جسارتا جایزه ای را برای ابتکار مناسب تعیین نمایم. این جایزه را طی ایمیل جداگانه ای به اطلاع خواهم رساند. امیدوارم مانند همین دستی شدن سیستماتیک اشانتیون که از ذهن این پیرمرد نرم افزاری تراوش کرد از دهن آن جوانان برومند، طرحی به مراتب بهتر ارائه شود. شایان ذکر است که اگر طرحی مشابه و قابل قبول، همزمان از چند جا ارائه شود، جایزه در نظر گرفته شده برای همه ارائه دهندگان، معتبر خواهد بود.

۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

اطلاع رسانی برای تغییرات جدید در سیستم توزیع و فروش

یکی از مشکلات من در سیستم توزیع و فروش اطلاع رسانی در خصوص تغییرات و امکانان جدید است. به هر دری می زنم که همکاران اتفاقات تازه را حتما ببینند و در صورت نیاز از آن استفاده کنند، جز در موارد قلیل، موفق نمی شوم. این موضوع البته عمومی است. در شرکتهای نوشابه زیاد دیده ام که مثلا امکان جدیدی در سیستمهای همکاران سیستم ایجاد شده ولی بسیاری همچنان از آن بی اطلاعند. به نظر من دلیل اصلی در همین فرهنگ شفاهی است. چیزی اگر حضورا گفته شود شاید شنونده ای داشته باشد اما اگر مکتوب شود تقریبا بدون خواننده می ماند. جمع ما در صنعت نوشابه محدود است. اگر بخواهیم حتما می توانیم به طور مرتب تغییرات و نظرات جدید را ببینیم و اظهار نظر کنیم. در این صورت همه از آن بهره می بریم. چندین سال پیش تخفیفهای پلکانی را برای زمزم مشهد کار کردم که طرح فوق العاده ای بود اما در طراحی آن اشکالی اساسی وجود داشت که با توجه به کدینگ زمزم مشهد خود را نشان نداد. اگر همان موقع در خصوص آن اظهار نظر می شد مطمئن باشید که الان امکان پرکاربردی مثل تخفیفهای هوشمند در سیستم وجود داشت. در حالی که هم اکنون در زمزم مشهد هم استفاده از آن با مشکل مواجه شده و باید طرحی نو در اندازیم. همین الان همه شرکتها مشکل گروه بندی توسعه یافته عاملین را به انحاء مختلف دارند. مثال ساده آن در خصوص گزارش های مناسب از عاملینی است که شرایط ویژه مانند یخچال و تابلو به آنها تعلق گرفته است. چون سیستم در ابتدا محصول محور طراحی شده، تهیه چنین گزارشهائی سخت و طاقت فرسا بود. امکان جدید شرایط خوبی را مهیا کرده است. استفاده از آن کاملا راحت و بدون دردسر است. اما فقط آقای افشین براتی در کوکا کولا و آقای رضا نخعی در پپسی مشهد به آن عکس العمل نشان دادند و شروع به استفاده کردند. این دو بزرگوار هم هرگز معطل اطلاع رسانی من نمی مانند. هر چیز تازه ای که به درد آنها بخورد بلافاصله استفاده می کنند و حتی به توسعه آن یاری می رسانند. آنچه من در خصوص سیستم می نویسم ظاهرا آب در هاون کوبیدن است. حتی به فیس بوک هم متوسل شدم که شاید از آن طریق مطلب بهتر اطلاع رسانی شود، که استقبال نشد. نا امید نمی شوم و این روش را ادامه می دهم. شاید هم چاره ای جز این ندارم. عدم اطلاع از امکانات جدید و توسعه کاربری سیستم بعضا موجب اتفاقات ناگوار می شود. به تازگی متوجه شدم زمزم رشت اقدام به جمع کردن این سیستم کرده است. از شنیدن آن حسابی غمگین شدم و وقتی علت را فهمیدم بیشتر متاسف شدم که به دلایل بنی اسرائیلی و کاملا غیر کارشناسی اقدام به این کار کرده اند. من در کوکا و پپسی و بزرگترین زمزم هم چنین تجربه های تلخی دارم که تا کنون بحمدا.. همه به این سیستم بازگشته اند. این افتخار بزرگی برای من هست و حسابی شکر گذار آن هستم. زمزم رشت هم باز خواهد گشت، چون قدما گفته اند: آرزو بر جوانان عیب نیست.