راهنما، جستجو، فهرست مقالات
و مطالب مورد توجه خوانندگان

۱۴۰۴ آبان ۱۴, چهارشنبه

آرشیو فیس‌بوک – سال 2011

رهبر کره شمالی مرد.

خوشبختانه به زودی کمپ اشرف تعطیل خواهد شد. جان نثاران مریم و مسعود، اطلاعات دست اولی از یک کره شمالی کوچک شده در خاک عراق دارند. البته اگر به کمپی دیگر منتقل نشوند.

خارج از کره شمالی، درک و تصور آن شیوه حکومت، مقدور نیست. حتی همسایه های عرب کمپ اشرف در زمان صدام نیز نمی توانند خاندان کیم ایل سونگ را درک کنند.

فیس بوک 30/09/90

پُست و کامنت‌ها در فیس‌بوک

 

***

 

اگر کسی کوچکترین تمایل چپ گرایانه داشته باشد، سرنوشت شوم و استالینی روسیه شوروی را به او یادآوری می کنند. اما اگر از افتضاح روسیه پوتین حرفی به میان آید، همه می گویند این دموکراسی روسی و قلابی است.

پُست و کامنت‌ها در فیس‌بوک

 

***

 

فیس بوک – 12/09/90

در روسیه، پوتین و مدودف رئیس جمهور بازی می کنند. دو دوره من، یک دوره تو! هم امپراتوریم، هم دموکرات!

در اینجا ولی همه رقم بازی می کنند، حتی پلیس بازی. تا دیروز می زدند و ..... بعد می گفتند ما نبودیم!، بی بی سی بود.

امروز می ایستند و بِر و بِر تماشا می کنند و وقتی متوجه می شوند بند را آب داده اند، آبرویشان در گرو این می ماند که خودجوشانده های فاتح سفارت، ثابت کنند رفتار پلیش خیلی وحشیانه بود. دستگاه دیپلماسی رسمی کشور، از نسبت رفتار وحشیانه به پلیس خود منتفع می شود!!. فردا پس فردا خواهند گفت که اصلا ما شدیدا سرکوب شان کردیم، حتی آنها را کشتیم!، بی بی سی زنده کرد.

 

به خاطر مصاحبه با یک مقام بانفوذ دولتی، آن هم رئیس خبرگزاری رسمی، روزنامه ای را می بندند. اما خود آن مقام را با گاز اشک آور نیز نمی توانند دستگیر کنند. امروز که در کوران حوادث و اخبار هستیم، فلان گیجه گرفته ایم که بالاخره چه خبر است؟ کی، چه نفعی از کدام حادثه می برد و چه کسی متضرر می شود؟ اصلا نفعی هم متصور هست؟ با این اوصاف آیندگان چگونه سیر حوادث را دنبال خواهند کرد و چگونه متوجه خواهند شد که بالاخره در این ممکلت، چه کسی طرف کی و دشمن کی بوده است؟

پُست و کامنت‌ها در فیس‌بوک

 

***

 

من فکر می کنم سیاه ترین دوران تاریخ معاصر ایران، دوران پهلوی ها بود. نه که ظالم و زورگو و ستمگر و دیکتاتور و از این حرفها بودند که بسیاری، حسرت آن دوران را دارند. بلکه به این جهت که کار بزرگ مدرن کردن ایران، به دست پادشاهانی به غایت کوچک انجام گرفت.

به عنوان کسی که 22 سال مداوم در عرصه نرم افزار کشور فعال بوده ام، یک نکته را بخوبی فهمیده ام که وقتی مدیریتی اقدام به نوسازی و تغییر در مجموعه ای می زند، اگر از روشهای جاری درک درستی نداشته باشد و از کارآمدی روش جدید و مدرنی که می خواهد جایگزین کند، اطمینان حاصل نکند، بهتر است از اقدام خود صرفنطر و همچنان قدیمی باقی بماند. چون باید بسیار بسیار خوش شانس باشد تا اقدامش به فاجعه منجر نشود. نمونه روشن برای من شرکتهای زمزم است. این شرکتها در قبل انقلاب سیستم یکپارچه و مدونی مبتنی بر تفکیک مدیریت از مالکیت داشتند که احتمالا در حوزه بخش خصوصی یک استثناء بود. عموم مالکین در کشور ما مدیران مبسوط الید موسسه خود هستند که هرگز نیز از اندازه مشخصی بیشتر رشد نمی کنند. بلافاصله بعد از انقلاب مدیریتی که هیچ درک درستی از این روشها نداشت، دست به نوسازی سیستمهای زمزم زد و به کلی آن قابلیت را با دست خود بر باد داد. به هر شرکت زمزمی که می رسم، حسرت سیستمهای مدون و اصولی گذشته آن را می خورم.

دوران پهلوی دوران توهمات بود. دوران دیگر ستیزی و علی الخصوص ترک ستیزی و عرب ستیزی بود. دوران باستانی گرائی و آریائی بازی مضحک بود. یکی از نتایج گهربار آن همین دریای خزر است. هر سیاستمداری که بخواهد حق ایران را از این دریاچه بگیرد، قبل از چانه زنی با حریفان قدرتمند خارجی، باید با توهمات ملت خود کاری بکند که حالا حالاها نشدنی است. این یادداشت را حدود دو سال پیش نوشتم.

برای مشاهده مطلب «اینجا» کلیک کنید

پُست و کامنت‌ها در فیس‌بوک

فیس بوک – 08/09/90

 

***

-------------- 03/07/90

محمود عباس وقتی سخنرانی تاریخی خود را در سازمان ملل ایراد می کرد، جزء نمایندگان امریکا و اسرائیل، همه دست می زدند. بسیاری از نمایندگان ملل به احترام او بلند شده و ابراز احساسات می کردند. حتی ایران نیز که با تشکیلات او مسئله دارد، ناچار از تشویق بود. به جزء حماس در غزه، تمام فلسطین و کشورهای عربی گوش جان به او سپرده بود.  وقتی بنیامین نتانیاهو با گردن کلفتی افکار بین المللی را به سخره می گرفت و در انتها نیز پیشنهادهای به غایت فریب کارانه اش را مطرح می کرد، حتی لیبرمن وزیر خارجه تروریست اش هم او را تشویق نکرد .لابد صحبتهای او را زیادی سازشکارانه  می دانست.

گفته اند فرض محال، محال نیست. فرض کنیم امپراتور اخلاق و تئوریسین مدیریت نوین جهانی، هنگام سخنرانی نه با صندلی های خالی، که با استقبالی مشابه سخنرانی محمود عباس مواجه می شد. چه می کرد!؟ به یقین کار از هاله می گذشت. شاید هم مستقیم می رفت در کار ظهور! از همان نیویورک.

پُست و کامنت‌ها در فیس‌بوک

 

***

 

هر انسانی بالاخره جای پیشرفت دارد، حتی این یارو!. عشق نیویورک، و به هر بهانه ای به آنجا سرزدن حتی برای جلسه ای در حد معاونین وزرای خارجه، به او آموخته است که آنجا محل دیدن هاله نور نیست. بهتر است سعی کند زندانیانی آزاد شوند، تا کمی تحویل گرفته شود. یاد گرفته است که اگر احیانا هاله ای نیز ظاهر شد، حداکثر اهل منزل را در جریان بگذارد.

پُست و کامنت‌ها در فیس‌بوک

 

***

 

---------- 21/05/90

در شلوغیهای فرانسه مقامات ایرانی خیلی نگران مسافران پاریش شدند و به شهروندان ایرانی توصیه کردند حتی الامکان فرانسه نروید، چون نا امن! است. به هر حال دلشان نازک است و مهرپرور. طاقت مشکل احتمالی حتی در قلب اروپا را برای ایرانیان ندارند. اکنون که لندن شلوغ شده است در راستای مدیریت جهانی و ارزشهای والای انسانی، اعلام آمادگی کرده اند حتی سپاه صلح به لندن بفرستند! تا مردم فقیر و تحت ستم بریتانیا، از سرگوبگران بی رحم رژیم لندن در امان باشند. تا دیروز نگران ایرانیان در فرانسه بودند و امروز به سیم آخر زده اند و مستقیم در فکر خود لندنی ها هستند. اگر سال بعد نیویورک شلوغ شود باید در انتظار کدام شاهکار بود ؟

چه می توان گفت که هم شرط ادب و هم حق مطلب ادا شود؟ در شلوغیهای فرانسه  محمد قائد مطلب کوتاهی نوشت، که بیانگر همه چیز بود.    «اینجا»

 

 

 


ارسال یک نظر